web analytics

Pr0grammer

در تاریخ:۱۳ام آبان ۱۳۹۴

کاش یک جریانی راه میافتاد در مملکت تحت عنوان جریان آبروداری

 

یه توصیه هایی رو پشت تریبون بهم نمیکردیم مثلا…

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۶ام آبان ۱۳۹۴

کاش بیام به کربلات و برنگردم

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۱۵ام مهر ۱۳۹۴

شکست میخوریم؛
بلاخره جنگ است و روز روزش برد و باخت دارد.

اما اگر نشسته ای تا شکست انقلاب را ببینی هرگز…

 

اینجا انقلابی ها تسلیم نمیشوند.

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۵ام بهمن ۱۳۹۲

بر سر دو راهی مانده ام

حال خودم یا حال تو …

 

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۱ام شهریور ۱۳۹۲

تا زمانی که ائمه بقیع حرم ندارند

برای من هم سنگ قبری نگذارید

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲ام مرداد ۱۳۹۲

باید قبول کرد که محبت یک چیز است و ابراز محبت یک چیز دیگر

باید قبول کرد هم که خیلی وقت ها این دو با یکدیگر نسبت عکس دارند.

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۳۰ام تیر ۱۳۹۲

همیشه فرصت ها باعث تغییرات در امور نیستند

بعضی وقت ها باید منتظر تهدید بود

 

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۹ام تیر ۱۳۹۲

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس کـه شـیـطـانی‌ات کنند

فاضل نظری

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۱ام تیر ۱۳۹۲

به نظام آموزشی که  برای

پسر و دختر

یک نوع برنامه  دارد

نمی توانم اعتماد کنم.

 

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۱۶ام خرداد ۱۳۹۲

قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴
احمد کاظمی فرمانده نیروی هوایی سپاه بود و قالیباف کاندیدای ریاست جمهوری
با هم آمدند اصفهان و با هم گلستان شهدای شهر…

با حمایت هایی که شهید کاظمی آن روز از قالیباف کرد،
حتما اگر امروز هم بود…
مثل حاج قاسم سلیمانی از قالیباف حمایت می کرد

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۲

در این روزهای پراکندگی،
هماهنگیِ حزب الله را که می بینی
توهم نفاق نکن!

 

حزب الله باید یاد بگیرد
همزمان در دو
یا حتی سه جبهه بجنگد…

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۲۱ام اردیبهشت ۱۳۹۲

آوردیم
هر آنکه را داشتیم
و حتی نداشتیم…

این یعنی همان
وجئنا ببضاعه مزجاه

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۸ام اردیبهشت ۱۳۹۲

من حق میدهم
به انسان های بدبختی
که با تمام وجود تلاش میکنند

هرگز بدبخت بودن خویش را باور نکنند

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۵ام اردیبهشت ۱۳۹۲

این روزها چقدر بد شده‌ام!
آنقدر بد، که نمی‌توانم چشم در چشم تو نگاه کنم!
از همیشه، بدتر.

اما خدا، تو چه خدای جالبی هستی
این همه بدی و نافرمانی از ما می‌بینی، باز بی‌خیال ما نمی‌شوی!
عجیب‌تر از خدای بودا
بهتر از خدای یهود
خوشمزه‌تر از “خدای خرمایی”!
زیباتر از هر خدایی.

دوست دارم بیشتر دوستت داشته باشم! کمکم کن

 

نوشته شده توسط:
در تاریخ:۳۱ام فروردین ۱۳۹۲

استاد اجازه!
ما اشکو الیک غربتی داریم

میشه چند دقیقه ای زودتر مرخص بشیم؟

نوشته شده توسط:

وقتی علامه امینی به او میگوید: تو حیف هستی. من حاضرم خرج سفرت را بدهم تا همراه من به نجف بیایی و درست را ادامه دهی تا با این همه استعداد زودی مجتهد شوی و بهتر بتوانی حرف هایت را عملی کنی.   سید نگاهی به استاد می اندازد بعد از لحظاتی سکوت می گوید: […]

نوشته شده توسط:

این‌ها و ما تمام شخصیت‌های حقیقی و حقوقی روضه‌ی خانگی محمدحسین…

نوشته شده توسط:

‘بابا! کامواییِ زیرِ لباس سیاهم رو در بیار می‌خوام محکم سینه بزنم’ وسط تاریکی‌های سینه‌زنی پیدایم کرده… پ.ن: ۱- امسال چهارمین سال است که محرم را درک میکند ۲- تصویر برای اولین محرم زندگی محمدحسین است.

نوشته شده توسط:

این روزها همه ی عالم روضه خوان می شوند سیب و بوی آن حتی آب نوشیدن که هیچ، سیب خوردن هم سنگدلی می خواهد

نوشته شده توسط:

این لباسِ عزا که دست میگیریش قبلِ پوشیدن از کسی اجازه بگیر…

نوشته شده توسط:

بعضی‌ها از خیلی وقت قبل، به پیشواز محرم رفته‌اند… مثلا مادری که جای جای تنش رفته پیش پیش به پیشواز عزا…

نوشته شده توسط:

پسرکم! از تمام آن شخصیت‌های کارتونی که عروسکشان را بهانه می‌گیری، مردتر همان فروشنده‌ایست، که ایرادهای بنی‌اسرائیلیِ بابا را از اسباب‌بازی‌هایش با سر تکان دادن تایید می‌کند و لبخند تلخ می‌زند… پسرکم! بزرگ که شدی میفهمی گرانی چیست اما، فقط کاش زودترش مرد گران بودن را فهمیده باشی.

نوشته شده توسط:
  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا