web analytics

Pr0grammer

فکر کردید می‌توانید مقابل خدا بایستید؟
در تاریخ:۱۰ام اسفند ۱۳۸۸

گردان برای عملیات والفجر هشت آماده می‌شد؛

گفتند چون برادرش تازه شهید شده است و خانواده‌اش تحمل داغ او را دیگر ندارند، باید او را راضی کرد تا به عملیات نیاید. 

خیلی سخت می‌شد کسی را راضی کنند تا به عملیات نرود.

وقتی به او گفتند صلاح نیست به عملیات بیایی و او علتش را فهمید، خیلی راحت قبول کردٰ؛ به گونه‌ای که خیلی‌ها فکر کردند او از خدا خواسته است تا به عملیات نیاید.

اما جمله‌ای گفت که تا صبح عملیات کسی معنایش را نفهمید.
او به بچه‌ها گفت: فکر کرده‌اید می‌توانید جلوی خدا بایستید؟

او به واحد دژبانی رفت و ما به عملیات.

صبح که شد ما از عملیات برگشتیم و او شهید شده بود… 

نوشته شده توسط:

  1. یک بنده خدا گفته است:

    ..بیچاره تو که آخرتت رو به دنیای سید علی قاتل فروختی…قهقهه

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا