web analytics

Pr0grammer

ارزش
در تاریخ:۱۲ام آذر ۱۳۸۷

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   دست همه حاضرین بالا رفت.
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.
سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   و باز دستهای حاضرین بالا رفت.
این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبه‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.

,

نوشته شده توسط:

  1. داریوش مردان گفته است:

    با سلام و عرض خسته نباشد
    درخواست تبادل لینک با وبلاگ شما را دارم
    اگر شما مایل بودید لطفا به من اطلاع دهید تا با هم تبادل لینک کنیم
    عنوان وبلاگ من داریوش مردان است
    با تشکر

    [پاسخ]

  2. سپیده گفته است:

    سلام
    بسیار بسیار عالی بود خیلی خیلی قلم خوبی دارید انشالله که همیشه موفق باشید . حلال کنید که از بیشتر مطلبتون استفاده کردم.
    التماس دعا
    یاعلی

    [پاسخ]

  3. سپیده گفته است:

    در ضمن مطالب دل نشینه خیلیلبخند

    [پاسخ]

  4. رهگذر گفته است:

    لبخند

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا