web analytics

Pr0grammer

سوزن
در تاریخ:۱۶ام اسفند ۱۳۸۸

سوزنی دست گرفته بود و مدام در بدن فرو می‌کرد

گفتندش چه می‌کنی ؟
گفت نمی‌دانید وقتی سوزن به تنم نمی‌زنم، چه حال خوشی دارم!

و تو!
نمی‌دانی بعد از یک عمر دوست داشتن و سوراخ شدن،
این روزها با نفرت دلم چه صفایی می‌کنم !

نوشته شده توسط:

  1. صوفی گفته است:

    ئه ! چقدر آشنا بود !!!! تو سرگیجه ها خونده بودمش ؟ خیلی جالب بود . خیلی

    [پاسخ]

  2. صوفی گفته است:

    شما از کی اینجا رو می نویسید ؟

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا