web analytics

Pr0grammer

معبودم…
در تاریخ:۱۴ام تیر ۱۳۸۹

دیگر برای همیشه
گیرنده ی دلخواهم
توئی…!

نوشته شده توسط:

  1. سبحان گفته است:

    سلام علیکم

    مطالب این صفحه رو مطالعه کردم

    خوب و گزیده و خوش مضمون می نویسید

    احسنت

    شما رو به وب حقیر خودم دعوت می کنم

    یا حق

    [پاسخ]

  2. ل ی ل ا گفته است:

    دهنده ی بی منت تو بودی

    چگونه می توانم گیرنده ی شاکرت نباشم !

    مرا بپذیر .

    یا حق

    [پاسخ]

  3. نخود گفته است:

    باشه

    [پاسخ]

    بچه های چماق پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۸ ق.ظ:

    چی باشه ؟؟!!
    خطاب به خدا بود نه شما!! 🙂

    [پاسخ]

    نخود پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    من یه نخودم= نه خود = اشرف مخلوقات= کسی که روح خود خدا توشه= کسی که …= فقط قد یه نخود (نه خود) با خود خدا فاصله دارم!

    پس با من بود !!!

    هی سعی نکن چماقتو به رخ همه بکشی! اینجا همه چیز درد آوره جز خوردن چماق! هر چی زودتر بساطتو جم کن و برو

    من که رفتم …(بدون جم کردن بساط)

    [پاسخ]

    دچار پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۴:۱۵ ب.ظ:

    سعه صدر داشته باشید ، درست میشه .
    نخودجان یا نخود گرامی، اگر بنده را بعنوان یک نویسنده اینجا قبول دارید، دعوت تان می کنم حضورتان را برای دل گرمی ها ، نگاه دارید.

    [پاسخ]

    نخود پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۳ ب.ظ:

    یکی به بـــــــــــــچه هــــــــای چـــــــــمــــــاق بگه بیاد اینجا:
    یکی به بـــــــــــــچه هــــــــای چـــــــــمــــــاق بگه بیاد اینجا:
    یکی به بـــــــــــــچه هــــــــای چـــــــــمــــــاق بگه بیاد اینجا:

    من شرمندم که اینجوری باهات حرف زدم، ببخشید این چند وقت فشار کاریم زیاد یوده. حالا برای اینکه آشتی کنیم این شعر رو برای تو سرودم:

    صد دانه نخود دسته به دسته / با نظم و ترتیب تو وبلاگ نشسته
    هر نخودی هست خوشحال و خندان / قلب سفیدی در سینه ی آن
    یک روز یه وقتی بچه های چماق / اومدن و شدن موهای دماغ
    نخودک نازم بودش اون روز غمگین / نمی چرا شدش یه هو خشمگین
    نخودک ما گفت: نخود و نخود و / گفتش یالا الآن برو خونه ی خود
    اما نخود امروز، شده ناراحت / باید ببخشیش تا بشه اون راحت
    عذاب وجدان گرفتم الآن / اومدم من اینجا به خاطر آن
    تا بگم ببخشید بچه های چماق / تا بگم معذرت بچه های چماق
    تا بگم بکن ای عزیزم حلالم / چاکرتم من، نخودی غلامم

    بچه های چماق اگه این متن رو خوندی تو رو خدا جواب بده که منو بخشیدی!

    [پاسخ]

  4. زیبا رها گفته است:

    خیلی باحال سرودی!
    صد دانه نخود دسته به دسته/بانظم و ترتیب تو وبلاگ نشسته!
    :))

    [پاسخ]

    نخود پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۸۹ ۴:۲۸ ب.ظ:

    مر۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
    حالا یه شعر هم برای تو می سرایم:

    بشنو این شعر چونکه شوخی میکند / از همین الآن حکایت می کند
    هرکه در وبلاگ نخود رادیده است / در کامنتش مرد و زن خندیده است
    سینه خواهم شرحه شرحه از جهان / تا بگویم من سیاست در جهان
    هرکسی کو دور ماند از دین خویش / حجب دات آی آر کند کانکت خویش
    چونکه دینش نیست هرگز جدا / زین سیاستها که گویند در متنها
    من به هر آشی که بود نخود شدم / جفت زیبا رها و دوستانش شدم
    هر کسی از ذهن خود متنی نوشت / اندر احوال جهان چیزهایی نوشت
    شعر من از اعتقادم دور نیس! / لیک دینم را سیاست نور نیس (۱)

    (۱) یعنی دینم سیاست نداره. وای وای وای!!!

    وای زیبا جون ببخشید این شعر خیلی سخت بود؛ می خواستم شخصی برای تو بسرایم ولی انگار همگانی شد!!!

    [پاسخ]

  5. نخود گفته است:

    ……………………………………………………………………………………………
    حالا یه شعر کوچولوی دیگه خاص خودت می گم:

    یه دوس دارم زیبا رها / خیلی گل و خیلی رها
    میرم تو متنش جواب میده / نمی دونی چه قشنگ میگه
    من این دوست رو نداشتم / یه میوه ممنوعه کاشتم
    میوه ممنوعه بزرگ شد / گندمی سبز و بزرگ شد
    خدا گفتش که: آدم / نکنه اونو بخوری
    نکنه که اشتباهی / سر به سرم بذاری
    بعد چند روز یه طاووس / یا شایدم یه حیوون
    اومد پیش این گندم / داد به آدم یه گندم
    که طوری نیست بخوره / اینا همش حلاله
    خدا آدمو بیرون کرد / وسط زمین رها کرد
    بعد گذشت زمان / من اومدم به دنیا
    بزرگ شدم ناز شدم / نخود هر آشی من شدم
    خدا بهم یه دوست داد / یه دوست ناز و باحال داد
    ریبا رها رو با من / کردش ۲ روح در بدن

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا