ناگاه برای غزه

مرداد ۸م, ۱۳۸۹

تنگی رگ‌هایم را می‌بینم…

ای کاش خونی داشتم،
خبر رسان!

عن النباء العظیم…

۳ پاسخ برای “ناگاه برای غزه”

  1. ماندانا گفت:

    سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه.
    من تازه به جمع وبلاگ نویسان پیوستم.
    به کمک شما دوستان احتیاج دارم
    ازتون درخواست داشتم تا به من لینک بدید.
    خیلی ممنون می شم.
    اگر مقدور بود، به من اطلاع بدید
    موفق باشید

    [پاسخ]

  2. همت گفت:

    انجام شد

    [پاسخ]

  3. نخود گفت:

    مرحبا بر تنگی رگهای تو
    که شده جام بلای دشمنان در دست تو
    ای امان از این همه ظلم و ستم
    که شده همچون نمک در زخم تو
    خون جاری در رگانت این چنین
    می شود بازیچه ی این مظلمین
    من دعایت می کنم ای نمکین
    که شود رگهای تو سرشار از این
    از همین خونی که گویی تو کم است
    و دعایی می کنی که مشکل است…
    … عن النباء العظیم…

    (شعر گفتنم عالمی داره ها… آدم می فهمه چقد از ادبیات دوره و هیچی بلد نیس..
    امیدوارم دوستان نویسنده تحمل کنند بی قانونی شعرامو! به شعرام به شعر نیگا نکنین بهتره!!)

    [پاسخ]

نظر بدهید