بابای شهید

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹

رفته بود زیر قبه امام حسین و دعا کرده بود به خوابش بیاید اما نیامده بود.

بی خیالش شده بود.

گفتیم بیا فلان اعمال را انجام بده تا انشاالله فرجی شود.

گفت: او برای شما شهید است اما برای من باباست. شما برای دیدن بابای تان اینکارها را می کنید!؟

من فقط خواستم پدرم را ببینم…

۳ پاسخ برای “بابای شهید”

  1. toopchi گفت:

    آدم تا چیزی را از دست نده ارزشش را نمیدونه

    [پاسخ]

  2. حسین شرفخانلو گفت:

    پیش یار از دیگرن گفتن
    دیوانگی است…
    می دانم چه دردی دارد این ذکر ها و اجابت نشدن ها…

    [پاسخ]

  3. مقاومت گفت:

    سلام
    مطلب خیلی قشنگی بود.
    یه جا ازش استفاده کردم
    حلال کنید و ازم راضی باشید.
    اجرتون با شهدا

    یا علی(ع)

    [پاسخ]

نظر بدهید