web analytics

Pr0grammer

با حسین
در تاریخ:۲۳ام مرداد ۱۳۸۹

از هر سو آتش می بارید؛ آتش بی رحم اسرائیلی و او تنها مانده بود…
عاشورایش رسیده بود؛ باید میان ماندن و نماندن انتخاب می کرد
“ای داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند…”
قصد رفتن کرد؛ تنهایی توان مقابله با آتش پرحجم و پیشرفته ی اسرائیلی ها را نداشت
روبرگرداند که برود… ناگاه یادش آمد؛
یادش آمد “یا لیتنا کنا معک” گفتن هایش را
ذکر یک روز و دو روزش نبود؛ با این باور بزرگ شده بود
برگشت: امام حسینم! من به شما دروغ نمی گویم
حالا تنها نبود؛ با امام حسینش بود…

نوشته شده توسط:

نام *
رایانامه *
تارنما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا