web analytics

Pr0grammer

خشک
در تاریخ:۳۱ام فروردین ۱۳۸۸

زمزم احساسم را خشکانده‌اند

دستم به نوشتن نمی‌رود

دارم از بغض خفه می‌شوم

کسی به دادم نمی‌رسد ؟

نوشته شده توسط:

  1. ملاتبار گفته است:

    گاهی فکر میکنم با یک منشور زبانی مواجهم که غواصی معنا می‌طلبد فهمش.
    کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد….
    عرصه‌ی نفس گیری ست فقط.
    وقتی پژوهشگران پی بردند که سم عقرب از گسترش تومورهای مغزی کم میکنه، فقط داشتم به تجمع مولکولهای دارو در اطراف  نانوذرات فکر میکردم .
    جرقه ای حسابش کنید ولی تفسیر ر,م خواندن، معجزه میکند.
    .
    .
    طسم!!!

    [پاسخ]

  2. ساقی گفته است:

    سلام
    زم زم؟! اشی مشی هم خوبه ها.
    اگه خشکیده اش اینه تر و تازه اش چی بوده؟چشمک

    یاعلی

    [پاسخ]

  3. صوفی گفته است:

    یاد این بیت افتادم :
    بازوان حس شاعرانه ام
    زخم خورده است .

    [پاسخ]

  4. صوفی گفته است:

    … من ولی تمام استخوان بودنم
    لحظه های ساده ی سرودنم
    درد می کند
    انحنای روح من
    شانه های خسته ی غرور من
    تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
    کتف گریه های بی بهانه ام
    بازوان حس شاعرانه ام
    زخم خورده است …
    قیصر امین پور

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا