همسفران کربلا
مرداد ۱م, ۱۳۹۰
شما هم مثل من،
میخواهید حالا که آمدهایم،
برنگردیم!؟!
اوووه!
کی میره برگشتن از این همه راه رفته؟!؟
شما هم مثل من،
میخواهید حالا که آمدهایم،
برنگردیم!؟!
اوووه!
کی میره برگشتن از این همه راه رفته؟!؟
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد!
ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم.
بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛
اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن،
بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
میوهی ممنوعه...
مرداد ۴م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۱ ق.ظ
سلام کربلایی!
رسیدن به خیر…زیارتمان قبول!!! D-;
[پاسخ]