برای نهی از منکر
مرداد ۸م, ۱۳۹۰
شاید نفهمی،
من اما به چشم خود،
اینجا را
کربلاتر یافتم…
کرب و بلاتر حتی!
شاید نفهمی،
من اما به چشم خود،
اینجا را
کربلاتر یافتم…
کرب و بلاتر حتی!
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد!
ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم.
بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛
اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن،
بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
میوهی ممنوعه...
مرداد ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
اخ جووونم نوشت ! :d
ممممممم … اوهوم ! و چقدر سخت می کند کار ادم رو…
[پاسخ]
مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۷ ق.ظ
همین یک
پست
کافی
بود
برای
لینک
کردنت رفیق
[پاسخ]
نمک پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ق.ظ:
ممنونم برادر
[پاسخ]