web analytics

Pr0grammer

برای مرتضام
در تاریخ:۹ام آبان ۱۳۹۰

پیش‌پیش از مینیمال نبودن این نوشته عذر می‌خواهم.

اولِ آشنایی من و مرتضا،
اعتکاف وبلاگ‌نویس‌ها بود،

نوجوانی شبیه به تمام عکس‌هایی که مدام،
در اطراف خود می‌بینیم و زیرش نوشته‌اند: شهید فلانی

مرتضا را از همان لحظه‌ی اول برادر یافتم.
یادم نمی‌رود،
شب‌های اعتکاف را تمام، کنار یکدیگر دراز کشیدیم و برایش حرف زدم،
حرف‌های مگو!
اصلش بعد از اعتکاف انگار،
من پیشِ مرتضا لخت و عور بودم!
تصورش را هم نمی‌کردم،
بتوانم آن همه ماجرا را
با تمام جزئیات،
ظرف سه روز برایش انشاء کنم.
و تصورش را هم نمی‌کردم،
که بتواند آن همه ماجرا را
با تمام جزئیات،
گوش کند!
و مهم‌تر اینکه
بعد از اعتکاف،
مرتضا مرا کافر نمی‌دانست
و من با آن همه افشاگری،
هنوز برادر مرتضا بودم!

سال‌ها از دوستی و برادری من و مرتضا می‌گذرد،
تنها کسی که هیچ سه روزی در دوستی‌مان نبوده که در آن از احوال یکدیگر بی‌خبر باشیم،
تنها کسی که هیچ‌وقت در مورد من
دچار سوء ظن نشده.
خیلی شده تماس‌هایش روی گوشی من،
بی‌ادبانه بی‌جواب بماند.
خیلی شده که ماه‌ها در خبر گرفتن ما از یکدیگر،
فقط او تماس‌گیرنده باشد.
خیلی وقت‌ها شده که برایش برادری و حتی دوستی نکرده‌ام.

اما مرتضا،
همیشه برای من،
مرتضا بوده،
دوست و برادر.

عاقبت ممنوعه را نمی‌دانم،
مهم هم نیست چندان.
اما این روز را خیلی خوب می‌دیدم،
و این روزها برایم مهم است
که همه نباشند
و من با برادرم،
اولین کسی که برای نوشتن به اینجا اضافه شد،
دوباره تنها باشیم؛
اینجا!

امشب عروسی مرتضاست،
چهارصد کیلومتر آنطرف‌تر.
راه زیادی نیست، اما…

عادت دارم به این نشدن‌ها،
با اینکه می‌دانم،
در لباس دامادی دیدنِ برادر،
می‌شد از بزرگترین لذت‌های زندگی باشد.

داداش مرتضا،
این یادداشت،
با قطره قطره اشکی که برایت موقع نوشتن‌ش ریختم
تقدیم به خوشبختی‌ت

دوستت دارم!

نوشته شده توسط:

  1. بارون گفته است:

    میتونم تصور کنم چقدر سخته ..
    و امیدوارم برای کسی پیش نیاد ..
    من هم از نوشتن ها و قلم ایشون و خصوصا این جا لذت می برم ..

    با آرزی سعادت خوشبختی و عاقبت بخیری برای آقا مرتضی و همه جوونایی که این شبا تو لباس دومادی و عروسی هستن ….
    و یک ارزو که انشالله خدا در همه لحظات زندگی کنارتون باشه .. نه اینکه خدا تا الان نبوده .. بوده .همیشه هست ما گاهی فراموش می کنیم..

    انشالله حضور خدا را در زندگیمون احساس کنیم …
    خصوصا وقتی دینمون کامل میشه …. خودمون هم کامل بشیم در کنار هم …

    التماس دعای فرج

    [پاسخ]

  2. محسن گفته است:

    خیلی زیبا بود محمد حسن جان

    لذت بردم …

    [پاسخ]

  3. Cris گفته است:

    با آرزی سعادت خوشبختی و عاقبت بخیری برای آقا مرتضی و همه جوونایی که این شبا تو لباس دومادی و عروسی هستن ….
    و یک ارزو که انشالله خدا در همه لحظات زندگی کنارتون باشه .. نه اینکه خدا تا الان نبوده .. بوده .همیشه هست ما گاهی فراموش می کنیم..

    [پاسخ]

  4. دکتر یونس گفته است:

    دشنه ها وقتی گواه عصمت جلاد هاست/کار زخم سینه هاتقدیس خنجر کردن است!
    با راهپیمایی ۱۳آبان به سمت باغ قلهک تصرف شده توسط انگلیسی ها چطورید؟
    به قول بهروز تو وضعیت سفید:مساله مساله تصرفه مادره داداش….مام وطن…

    [پاسخ]

  5. بشارت دهنده ظهور گفته است:

    سلام بر سرباز ولایت امروز و یار ولایت ظهور!
    از اینکه توفیق بیداری اسلامی و زمینه سازی ظهور را در فضای مجازی کسب نموده اید، خوش حالیم. از خداوند متعال خواستارم تا ظهور منجی عالم بشریت همچو کوهی استوار بتوانیم بر دشمنان اسلام غلبه کنیم، انشاء الله! بنده یکی از پست هام تارنمای بشارت دهنده ظهور هست و با اینکه از طرف فایر فاکس ، گوگل ، ویندوز ، لینوکس ، یاهو ، بینگ و تمامی آنتی ویروس های جهان به جز آنتی ویروس ایرانی شید مورد تهاجم قرار گرفته ام، اما از کوه هم استوار تر ماندیم. زیاد وقت جنابعالی را نگیرم.
    از شما تقاضایی داشتم؛
    اول اینکه در نماز شب که سازنده ی یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف هست، مارا هم دعا فرمایید.
    سری هم به وبلاگ ما بزنید و کد لوگوی مارا در برنامه نویسی های صفحه ی وب خود قرار دهید. شما هم کد لوگوی خود را (از طریق لینک سخنان/نظرات) برای بنده ارسال فرمایید.
    به امید ظهور…
    ( الهُمَ صَلی عَلی مُحَمّد وَ آل مُحَمّد )
    یا حق
    ———————————-
    نشانی وبلاگ :

    http://www.faraj-00313.blogfa.com

    ———————————-

    کد لوگو :

    ————–پــایــان————-

    [پاسخ]

  6. حاج محمد گفته است:

    تبریک
    تبریک به مرتضی عزیز
    و تبریک به میوه ممنوعه
    بهترین آرزوها برایشان

    [پاسخ]

  7. مهدی گفته است:

    جایت را خالی کردم در عروسی برادرمان.
    تا مرا دید گفت:
    حسن کجاست؟
    و گفتم حکایت نیامدنت را…

    [پاسخ]

  8. مریم گفته است:

    سلام. با اجازتون من وبلاگتون رو لینک کردم چون از مطالبش خیلی استفاده بردم و خوشم اومد. البته اگه اشکال داره حذف میکنم. ممنونم

    [پاسخ]

  9. گمگشته گفته است:

    اینجا بوی خاک میده چرا دیگه کسی نمی نویسه انگار همه قهر کردن؟./
    همین
    مال من و حسن!!!

    [پاسخ]

  10. سید علی گفته است:

    سلام حسن جان…این احساستو خوب میفهمم…!!
    نمیدونم چی بگم…با هرکی صادق بودم تنهام گذاشتن…با بهونه های مختلف…زندگیم بهم ریخته…طلاق گرفتم…حیروون..فقط دارم تو دقایق در جا میزنم…!! سخته سخته…سید علی و این همه ادعا الان زمینگیر شده…ای خدااا حکمتش چیه…بهرحال دعا میکنم بیشتر جلو نری که اوضات بدتر بشه…التماس دعا…مخلص شما سید علی هوالحــــــــــق…

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا