اکبر و اصغر
آذر ۱۰م, ۱۳۹۰
دیده ای این که می گویم!
نوزاد وقتی که شیر نخورده،
گریه که می کند صورت خودش را هم
می خراشد…
خودت بیا و تفسیر کن…
یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ
دیده ای این که می گویم!
نوزاد وقتی که شیر نخورده،
گریه که می کند صورت خودش را هم
می خراشد…
خودت بیا و تفسیر کن…
یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ
آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
اسم سایت منو یاد این انداخت
میوه ممنوعه است دوست داشتن تو
چیدنش
.
.
.
سرآغاز دوزخ من است
[پاسخ]
آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
خودش خواست رانده شوم از بهشت…
.
.
.
میوه بهانه بود…
[پاسخ]
آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۲:۱۹ ب.ظ
” لما قتل العباس بان الانکسار فی وجه الحسین ”
عباس که کشته شد دیدند چهره حسین شکسته شد .
[پاسخ]
آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۷:۱۴ ب.ظ
علی اصغر بود اما حجت اکبر حسین شد برای ما…
[پاسخ]