web analytics

Pr0grammer

یا زهرا
در تاریخ:۲۷ام آذر ۱۳۹۰

مسخره است اینکه به مادری،
سفارش کنی
“فرزندت را…”

مادرها گاهی،
صدای فرزندشان را
از میان یک لشکر می‌شناسند!

نوشته شده توسط:

  1. ... گفته است:

    خدا سایه شو از سرمون کم نکنه!

    [پاسخ]

  2. سید حسام گفته است:

    یا زهرا.
    استفاده کردیم.
    به کوچه ما هم سری بزنید.
    یا علی.

    [پاسخ]

  3. دکتر یونس گفته است:

    گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
    وقتی گذشته بود دگر آب از سرش..

    [پاسخ]

  4. آذر ولایتی گفته است:

    سلام… چه حسن اتفاقی…
    من هم با مطلبی در وصف مارد به روزم…

    خدا همه مادرها را حفظ کند! انشاءالله!

    [پاسخ]

  5. قلی زاده گفته است:

    با سلام
    اول از همه می خواستم از وبلاگ خوبتون و زحماتی که برای اون می کشید تشکر کنم. انصافا دستتون درد نکنه، گل کاشتید. من که خیلی لذت بردم…

    برای همینم دوست دارم اگر مایل باشید با هم تبادل لینک داشته باشیم.

    من رو به نام
    رصد
    لینک کنید
    بعد خبر بده با چه اسمی لینکتون کنم
    یا علی

    [پاسخ]

  6. غریب گفته است:

    سلام
    مطالب ججالب و پر محتوایی رو در وب قرار دادید.
    امیدوارم موفق باشید.یا علی

    [پاسخ]

  7. محسن گفته است:

    سلام

    سایت جدید مدعیان بی ادعا لینک می پذیرد.

    شما می توانید سایت را لینک کرده و سپس به سایت اطلاع دهید تا لینک شوید

    سایت را با آدرس : http://www.mahakweb.com

    و با نام : مدعیان بی ادعا لینک کنید.

    * لطفا در قسمت نظرات آدرس لینک و نام لینک را ذکر کنید.

    [پاسخ]

  8. mahdi گفته است:

    عمر آدمی بسیار کوتاه تر از آنچیزی است که ما فکر می کنیم و بزودی همه ما در پیشگاه ‏الله در محکمه ای که هیچ راه فراری از آن نیست حاضر می شویم و باید پاسخگوی عقاید و ‏اعمالمان باشیم. بیایید یکبار و تنها یکبار در طول زندگی عقایدمان را با آیات کلام الله ‏بسنجیم تا ببینیم آیا الله جل جلاله آنچه را که ما بعنوان راه رستگاری شناخته ایم ‏‎ ‎از ما ‏می پذیرد یا خیر. من بنده عاصی خدا هستم و از آنچه که این روزها در جامعه شاهد هستم ‏بسیار در رنج و عذابم . برای همین عقایدم را برایت می نویسم . اگر ممکن است آن را ‏بخوان و چنانچه اشتباه می کنم از باب توصیه به حق و توصیه به صبر من را راهنمایی کن.‏

    خداوند رحمان در قرآن کریم سوره اعراف آیه ۱۸۸ به پیغمبر خود حضرت محمّد ( ص) ‏میفرمایند‎ :

    بگو : من اختیار هیچ نفع و ضرری را برای خودم ( هم ) ندارم ، جز آنچه خدا‎ ‎بخواهد ، و ‏اگر غیب میدانستم منفعت فراوان فراهم میکردم و هیچگاه گزندی‎ ‎بمن‎ ‎نمی رسید‎ .‎

    سوره نحل آیه‎ ۲۰
    ‏متن آیه : ‏‎
    ‏‎ ‎وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَهُمْ یُخْلَقُونَ ‏‎

    ‏ترجمه : ‏‎
    ‏آن‎ ‎کسانی را که بجز خدا به فریاد می‌خوانند و پرستش می‌نمایند ، آنان‎ ‎نمی‌توانند چیزی را ‏بیافرینند و بلکه خودشان آفریده می‌گردند‎ ‎‏.‏
    آیا تا کنون شنیده اید یک انسانِ ساکنِ تهران اقوام ساکنِ در شهرستانش را صدا بزند؟! و ‏مدعی باشد که آنان صدای ‏اورا می شنوند؟! طبعاً جواب منفی است، چون یقین داریدهیچ ‏عاقلی نه اینچنین عمل کـرده و نـه امکان پذیر است و ‏می گوئید بر طبق قوانین طبیعی بدون ‏ابزار انتقال صوت امکان پذیرنیست! ولی برخی از ما معتقدهستیم باتوسلِ به روح بنده ‏‏مقربی که مدتها ازمرگش گذشته ( نه زنده آنان) هم صدای او را می شنوند،هم خواسته اش ‏را اجـابت می کنند! که ‏این عقیده آنان این پرسش های بدون پاسخ را پدید آورده که :‏
    آیا این مردگان «الله» هستند؟
    آیا ما نباید بدانیم که در مسئله هدایت به واسطه هایی مثل کتاب خدا و ‏سنت پیامبر و روش ‏ائمه در زندگی نیاز داریم ولی در مسئله دعا و عبادت و خواندنِ خدا اساسا ً ‏واسطه ای لازم نداریم؟
    آیا صدیقین، الشهداء، النبین، ائمه، صالحین، جبرئیل، حاملین عرش، همه و همه «الله» اند ‏یا «غیرالله»اند»؟
    آیا در زیارت نامه ها «الله » را می خوانیم و در توسّل هـا به «الله» متوسّل می شویم؟
    آیا این خواندن ها «غیرالله» و« من دون الله» نیستند؟! ‏
    آیا فریاد های یا زهرا، یا حسن، یا حسین، یا علی مدد «الله» هستند یا «غیرالله»؟
    آیا ما که هنگام بلند شدن و نشستن و یا برداشتن اجسام سنگین امام علی علیه اسلام را ‏صدا می کنیم معتقد نیستیم که امام علی(علیه السلام ) در یک لحظه در همه جا ‏حضوردارد و صدای همه ما را می شنود و اجابت می کند. ‏
    اگر اینطور فکر می کنیم آیا این از صفات الهی نیست؟ و آیا علی (ع) در کارهای روزمره ‏اش و یا هنگام سلام و خداحافظی می گفت یا خودم یا خودم یا خودم !!!!!!!!!! اگر نمی گفت ‏یا خودم و می گفت یا الله پس ما که شیعه و مرید امام علی علیه السلام هستیم چرا بر خلاف ‏روش او عمل می کنیم ؟
    تصور بفرمایید امام علی علیه اسلام هم اکنون با اذن خود و یا به اذن الله در بهشت و یا ‏عرش الهی در محلی نشسته و صدها و هزاران و یا میلیون ها صفحه تلویزیون مقابلش ‏روشن است و به محض اینکه هر یک از ما او را صدا کنیم و به کمک بطلیم اجابت می کند. ‏البته همانطور که می دانید برای اجابت کردن باید حضرت علی در همان لحظه شرایط درونی ‏ما را بررسی کند و ببیند که آیا این یا علی مدد ما در راه خیر است و یا شر؟ و آیا آن کسی ‏که از علی مدد خواسته شرایط اجابت را دارد یاخیر ؟ و بعد اگر شرایطش را داشتیم از الله ‏بخواهد که ما را به حاجتمان برساند. در حالیکه الله می فرماید من از درون شما آگاه هستم ‏‏(عالم فی الضمیر ) و من از رگ گردن به شما نزدیک ترم.‏
    ولی سوال اینجاست که آیا امام علی علیه اسلام با آن همه مجاهدت ها و رنجهایی که برای ‏دین خدا متحمل شده حق ندارد تا قیامت در زیر سایه الله از نعمات خدا بهره مند شود و یا ‏اینکه باید تا قیامت همراه با الله و در کنار الله و شاید شریک الله به امور دنیای ما ‏رسیدگی کند؟ و اگر این طور است دلیل ما برای ادعای مان چیست ؟ آیا توسط آیه ای از آیات ‏کلام الله چنین ادعایی قابل اثبات است؟‏
    حتی اگرما آنان را مستقل در تاثیر ندانیم و بگوئیم آنان به اذن خدا موثرند!! آیا مشرک نمی ‏شویم؟
    مگر به اذن خدا، پیامبر، می تواند خدا شود؟!‏ ‏
    آیا شما نمی دانید تنها خالقِ مکان و زمان بیرونِ از مکان و زمان است ولی علی(علیه ‏السلام ) چون بشر است ، مقید به مکان و زمان است (شاید بهتر ‏است بگوئیم بودند) ‏چگونه ما به انسانی که خود درمکان و زمان محدود است متوسّل می شویم؟!‏
    آیا جمعیت زیادی از مردم ما که همه دریک لحظه بر سر قبر امام علی (علیه السلام ) و یا ‏امام حسین (علیه السلام ) آنها را با زبانها و گویش ها و شرایط مختلف به فریاد می خونند ‏این حقّ را برای دیگران هم ‏محفوظ نگه نمی دارند؟ ‏
    چون امکان دارد حضرت علی و یا امام حسین(ع) هنگام شنیدن دعای یک نفر از دعای ‏دیگری غافل شود و در حالیکه مثلا یک نفر تقاضای گشایش در روزی اش را دارد در همان ‏لحظه فرد دیگری تقاضای بچه دار شدن داشته باشد .‏
    ‏ یعنی ما عملا در یک لحظه علی ذهنی مان را در همه جا حاضر می دانیم، در حالیکه حاضر ‏و ناظر بودن و اجابت کردن از صفات الهی است و ما نباید صفات الله را به انسان ‏‏( هرچند مقرب او باشد نسبت دهیم . و اگر بگوییم آنان این صفات را به اذن خدا دارند باید ‏بگوییم بر اساس چه سند و مدرکی ؟؟؟؟ ‏مگر ممکن است کسی به اذن خدا صفات الهی ‏بدست آورده؟حتی اگر محبوب و مقرّب ‏درگاه خدا باشند؟!!‏ اگر به صدها و هزارن حدیثی که ‏ائمه را مالک کون و مکان دانسته و یکی را صاحب زمین و دیگری را صاحب زمان اعلام ‏کرده استناد می کنید پس چرا خداوند
    فرموده احدی را با خدا نخوانید؟(جن/۱۸)‏ اگر می فرمایید منظور الله بتهای ‏سنگی و چوبی زمان صدر اسلام بوده چرا الله برای بت سنگی که جامد است کلمه احدی ‏ را ‏بکار برده است؟ ‏
    آیا ما صفات آگاهی وشنوائی و بینائی و حضور برای این اولیاء قائل نشده ایم؟! و آیا این ‏صفات همان صفات الله نیست!‏ اگر هم الله و هم ائمه این صفات را دارند پس چرا الله می ‏فرماید ‏
    کسانیکه بجای « الله» می خوانند اینان بندگانی هستند مثل شما!؟
    اِنَّ اَلذینَ تَدْعونَ مِنْ دونِ الله عِبادٌ اَمْثالُکُمْ (اعراف/۱۹۴) ‏
    یعنی : بی گمان کســانی راکـه بجای خداوند به نیایش می خوانید، بندگانی مثل ‏شما ‏هستند.‏
    یعنی بـه همه ما که می گوییم مقصود بتان بی جان است ‏میفرماید : این اولیاء و صالحان ‏همه از جنس بشرند، هم جنس شما هستند، محتاج به خواب و غذا بودند، ولی بندگان صالح ‏خدا ‏شدند و درردیف اولیاء الله قرار گرفتند( هـمه ضمائر بکار گرفته نشان می دهند ‏مخاطب بندگان صالح هستند نه بت های بی ‏جان)‏
    آیا ما با یا زهرا ها، یا حسین ها الله را عبادت می کنیم ؟ قدرمسلم الله راعبادت نمی کنیم ، ‏چرا که الله می گوید می گوید:‏
    قُل إِنَّمَا أَدْعُواْ رَبِّی وَ لَا أُشْرِکُ بِهِ أَحَدَاً(جن/۲۰)‏
    بگو :من فقط پروردگارم را(در عبادت) می خوانم و کسی را با او ‏‏(درخواندن) شریک نمی کنم
    ‏ ازطرف دیگردر عبادت ‏روزانه هم مرتب تکرار می کنیم که :‏
    إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (الفاتحه/۵)= تنها ترا در عبادت می پرستم ‏و تنها از تو یاری می طلبم ( یعنی استعانت با عبادت ‏همراه شده )‏
    متأسفانه ما با آنکه خود می دانیم امامان یا انبیاء همه برای یاری خواستن یا استعانت یا ‏التجاء یا التماس به سراغ ‏خدا می رفتند، اما بجای خدا ابتدا به سراغ آنها می رویم، در ‏حالیکه خداوند از ما می خواهد.‏
    فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللهِ أحدا (جن/۱۸)= همراه خدا کسی را به فریاد نخوانید.‏
    ‏«من دون الله» در زبان قرآن بمعنی «غیرالله » است نه پائین تر از خدا!؟ به عقیده اینجانب ‏معنی همه «من دون الله» ها ‏در قرآن کریم همیشه با یـک سئوال از مشرکان همراه است و آن ‏این است که وقتی خداوند مـی پرسد : کسی را که ‏شما می خوانیدیا صدا می کنید یا در دعا ‏مخـاطب قرار داده اید : آیا می بیند؟ می شنود؟ دست دارد که چیزی بگیرد ‏؟ پادارد ‏که راه بـرود؟ غذا می خورد« یعنی به مواد این عالم نیازمند است؟» از جنس ‏شما انسانهاست؟ روز قیامت شما ‏را زنده می کند؟ آیا چیزی را در عالَم خلق ‏کرده اند؟ آیا خودشان مخلوق نیستند؟ و صدها سئوال دیگر! و فوراً باید ‏کسی را کـه ‏مخاطب قرار می دهیم به قالب سئوال ببریم در «یازهرا ـ یا علی ـ یا حسین » جواب بگیریم ‏اگر ‏اینها«الله»نیستند، پس ”غیرالله“ هستند، اگرزنده نیستند، پس در این عالم نیستند، زندگی ‏دنیائی ندارند، زندگی ‏اخروی آنان هم بـه دردِ زندگی دنیائی بشر نمی خورد، اگر آنان به ‏نعمت دست یافته اند به ما چه ارتباطی دارد؟هرچه کردند برای خود کردند و ‏ما هم هرچه کنیم برای خودمان کردیم .‏
    چرا قرآن کریم می فرماید :‏
    تِلْکَ اُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ لَکُمْ مَّا کَسَبْتُمْ وَ لَا تُسْئَلُونَ عَمَّا کَانُواْ یَعْمَلُون ‏
    ‏( بقره /۱۴۱) ‏
    یعنی : دوران زندگی آن مردم تمام شده ”مرده ورفته اند “هرچه کردند برای خودشان کردند ‏و شما” زندگان “ هم ‏هرچــــه بکنید برای خودتان می کنید و از شما درباره عمل کِرد آن ” ‏مردگان“ سؤال نمی شود.‏
    یعنی این« غیر الله» ها در این عالم نیستند، اعمال آنان هم مربوط بشما نیست، اعمال شما به ‏خود شما مربوط است، از ‏شما پرسیده نمی شود که چرا عمر دختر پیامبر را به شهادت ‏رساند و یا علی (ع) و معاویه بر سر چه جنگ کردند و یا یزید که بود و چه کرد و یا ‏‏……بلکه از ما پرسیده می شود چرا شبانه روز «غیرالله » هائی چون :یا حسین، یا زهرا، ‏یا ابوالفضل را خواندید؟!‏ چرا بر سر قبرهایشان زاری کردید تا در دنیا و یا آخرت کاری برای ‏شما بکنند؟ مگر الله به شما نگفت که من از رگ گردن به شما نزدیکترم ؟ مگر الله نگفت من ‏را بخوانید تا اجابت کنم شما را؟
    وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَایَسْتَطِیعُونَ نَصْرَکُمْ وَ لَاأَنفُسَهُمْ یَنصُرُون( اعراف/ ۱۹۷) = یعنی: ‏کسانی که غیر خـدایند و شما ‏آنانرا می خوانید و از آنان استمداد میکنید نه می ‏توانند به شما یاری کنند نه بخودشان.‏
    چنانکه درماجرای عاشورا امام حسین و ابوالفضل (علیه السلام )نتوانستند بخودشان کمک ‏کنند و حضرت علی هم نتوانست در ‏ترور” ابن ملجم“ کاری برای خودش انجام دهد.‏ و امام ‏رضا علیه السلام و یا امام حسن مجتبی علیه السلام در حالیکه فهمیده بودند مسموم شدند ‏نتوانستند برای خود کاری بکنند( و اگر می توانستند و نکردند به خود ظلم کرده اند و خداوند ‏ظالمان را دوست ندارد)‏
    آیا مگر نه این است که ما در زندگی بشریمان هـم سنخ بـودن، وهـمجنس بـودن را در ‏قیاسها در نظر می گیریم؟! مثلا برای یک فلزمورد ‏علاقه مان درجه بندی می کنیم و مثلا ‏طـلای ۱۴ و ۱۸ و۲۴ عیار را در حالیکه هـمـه از یـک جنس هستند، دسته بندی می کنیم . ‏پس چگونه این سنخیت را در خالق خودمان مراعات نمی کنیم؟!‏
    آیا بشری را سراغ داریم که کمی پائین تر از خالق باشد، آیا حتی کمی سنخیت بین خالق ‏ومخلوق داشته باشد، شما ‏درسنخیت بین انسانها می گویید پیامبربالاترین انسانها است ولی ‏در مورد خداوند نمی توانید قیاس داشته باشید.‏
    لَیسَ کَمِثلِهِ شَی «شوری/۱۱» = هیچ چیز مثل او نیست.‏
    پس ما می دانیم که برای خدا (نباید) همتایانی قرار دهیم= ‏
    فَلاَ تَجْعَلُواْ ِللهِ أَندَادَاً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُون( بقره/۲۲)‏
    ‏ هم اکنون شما در پاسخ به این سوالات می گوئید : ما این («من دون الله » ها و« غیر الله ‏‏») ها را ، خدا نمی دانیم و آنان را دوست داریم چون ما را به خدا ‏تزدیک می کنند.‏
    اما خداوندهم میفرماید:حرف شما حرف همه مشرکان تاریخ است که می گویند:‏
    وَالَّذِینَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَولِیاءَ=کسانی را که «بغیر ازالله» به دوستی گرفتند ـ ‏
    مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللهِ زُلْفَی=«زمر/۳»(میگویند) ما اینها را نمی پرستیم، اینها ‏‏(واسطه) نزدیکتر شدن ما به خدا ‏هستند.‏
    یعنی خداوند هم در جواب عقیده و نظر شما که می گویید :‏
    ‏ واسطه ها (اولیاء الله) ما را به خدا نزدیکتر می کند!!!! ‏
    ‏ می گوید:‏
    فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَاناً آلِهَهً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذلِکَ إِفْکُهُمْ وَمَا کَانُوا ‏یَفْتَرُونَ (احقاف/۲۸) ‏
    پس چرا کسانی که (ایشان را)برای نزدیکترکردن (به خدا)معبودِ( خود) ‏گرفتندآنان را یاری نکردند؟«هیچ کس غیر خدا ‏نمی تواند چنین کاری کند»، بلکه ‏از دیده آنان ناپدید شدندو دروغشان «یعنی به خدا دروغ مـی بـندند» و آنچه ‏‏برمی ساختند همین است.‏
    از مردم کسانی هستند که بجای خدا « من دون الله » را بر می گزینند و آنها را دوست دارند ‏مانند دوست داشتن ‏خدا=( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللهِ ) ـ
    ‏(در حالیکه دینداران واقعی ) و مؤمنان در دوستی خدا قوی هستند=(وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ ‏حُبّاً ِللهِ «بقره/۱۶۵»)‏
    چگونه «غیرالله» و «من دون الله »به شما نزدیکتر از خدا هستند؟
    آیا شما واقعاً باور ندارید که خداوند از همه به شما نزدیکتر است؟
    چرا ـ خداوند می فرماید : فقط من نزدیک هستم، مرا بخوانید. ‏
    وَلَــقَدْ خَــلَقنَا الإِنسَانَ وَ نَعْلَمُ مَاتُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبلِ الْوَرِید(ق/۱۶) = ‏
    بـراستی انسان را ما آفریده ایم ومی دانیم نفسش چه وسوسه ای به او می کند وما به او از ‏رگ جان نزدیکتریم.‏
    چرا ـ خداوند می فرماید : فقط من هستم که نزدیک هستم فقط «الله» را بخوانید.‏
    وَ إِذَا سَألَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإنِّی قَرِیب = چون بندگانم از دوری و نزدیکی من سئوال کنند بگو ‏من نزدیکم ـ
    أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْلِی وَ لْیُومِنُواْبِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون
    ‏(بقره /۱۸۶)= چو ن مرا به دعا بخوانید« الله را بخوانید نه امام و پیامبر و حضرت عباس ‏را» دعوت شما را اجابت کنم، ‏پس باید که از من فرمان پذیرید و به من ایمان آورید، باشد که ‏راه یابید.‏
    چرا ـ خداوند می فرماید : ‏
    خواندن غیرالله سودی برای شما ندارد؟(انعام /۷۱)= قُل أَنَدْعُواْ مِن دُونِ اللهِ مَالَا یَنفَعُنَا ‏وَ لَایَضُرُّنَا
    چراـ خداوند می فرماید : ‏
    وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ ‏
    یعنی : آنان (من دون الله و غیرالله ها)را که به جای خدا به نیایش گرفته اند , نه ‏چیزی می آفرینند و خودشان هم ‏مخلوقند ـ
    اَمْواتٌ غَیْرُ اَحْیآء وَ مَا یَشْعُرُونَ اَیَّانَ یُبْعَثُونَ(نحل /۲۰و۲۱) ‏
    یعنی : اینها مرده اند , زنده نیستند وحتی نمی دانند چه زمانی زنده می شوند.‏
    یعنی : اگر علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام ) را در مصداق آیه قرار دهیم «من ‏دون الله و غیرالله»هستند؟ اگر هستند، ‏مخلوقند، مـخـلـوق هـم چـیـزی نمی تواند خلق کند، ‏پس خداوند خبر می دهد مردگانند نه از زندگان، حتی زمان ‏برانگیخته شدن خودراهم نمی ‏دانند،چنانکه دیگرمردگان هم نمی دانند .‏
    ‏ اگر هم می فرمایید شهید هستند و چون شهیدند پس زنده اند ” الله می فرماید ” بله شهدا ‏زنده اند اما به امور دنیایی شما رسیدگی نمی کنند بلکه پیش من (نزدالله) روزی دارند . یعنی ‏شما اگر بر سر قبور مطهرشان آنها را صدا کنید آنها نزد الله هستند و روزی خود را دارند و ‏هرگز صدای شما را نمی شنوند.‏
    اصلا بیایید فرض بفرمایید برخلاف نص صریح آیه، این بزرگواران که ما در شبانه روز ‏بارها و بارها آنها را صدا می زنیم پیش الله نیستند بلکه روی زمین و در جوار ما زنده اند ‏و اصلا هم رزق و روزی پیش خدا ندارند!!!! بالاخره مخلوق الله بوده اند یا خیر . آیا امام ‏حسین در زمان حیاتش می توانست صدای کسی را که از آسیای میانه او را صدا می کرد ‏بشنود؟ اگر می توانست پس فرقش با الله چه بوده و چیست؟ پس چرا در نماز و سوره ‏توحید می گوییم ” ولم یکن له کفوا احد” ( هیچ احدی مانند الله نیست) ‏
    الله صدای ما انسانها را در هر مکانی می شنود = حضرت علی هم می شنود و ما را می بیند‏
    الله بری اجابت کردن یا نکردن از نیت درون ما آگاه است = حضرت علی هم می تواند درون ‏ما را ببیند و اگر صلاحیت اجابت را داشتیم اجابت کند…!!‏

    ‏ ‏
    چرا ـ خداوند می فرماید :غیرالله مخلوقند.‏
    وَاتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ ءَالِهَهً لَّایَخْلُقُونَ شَیئاًوَ هُم یُخْلَقُون(فرقان/۳)= بجای او معبودانی گرفتند که ‏چیزی نمی آفرینندو خود ‏آفریده شده اند.‏
    چرا ـ خداوند می فرماید:‏
    غیرالله قدرت یاری ندارند.‏
    وَلَایَستَطِیعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَلَاأَنفُسَهُمْ یَنْصُرُون(اعراف/۱۹۲)=نه توان کمک رسانی دارند ونه ‏توان کمک به خودشان را ‏دارند(یعنی امام رضا «علیه السلام » انگور را سمی کردند ‏نتوانست به خودش یاری کند)‏
    چرا ـ خداوند می فرماید:‏
    غیرالله ها صدای شما رانمی شنوند. ‏
    إِن تَدعُوهُم لَایَسمَعُواْ دُعَاءَکُم = اگر آنان را (به فریاد) خوانید فراخواندن شما را نمی شنوند ـ
    وَلَوْ سَمِعُواْ مَا اسْتَجَابُواْلَکُم(فاطر/۱۴) ‏
    واگر(به فرض محال) بشنوندبرایتان اجابت نکنند( کاری از دستشان برنمی آید)‏
    چرا ـ خداوند می فرماید:‏
    غیرالله هدایت کننده نیست.‏
    وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلیَ الْهُدَی لَایَتَّبِعُوکُم سَوَاءٌ عَلَیکُمْ أَدَعَوْتُمُوْهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُون (اعراف/۱۹۳) = ‏اگر آنان را به هدایت ‏بخوانید از شما اطاعت نمی کنند، مساوی است که آنان را بخوانید یا ‏خاموش باشید. ‏
    چرا ـ خداوند می فرماید:‏
    غیرالله مالکیتی در عالم ندارد و صاحب زمین و زمان تنها الله است.‏
    وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَایَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیر( فاطر/۱۳)= کسانی را که به جای او (به ‏نیایش) می خوانید( هموزن) ‏پوستِ هسته خرمایی مالکیت ندارند.‏
    چراـ خداوند می فرماید:‏
    اعتبارِ دل بستن به دوستی غیرخدا بسیارپوچ است.‏
    مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِ اللهِ أَوْلِیاءَ= وصفِ کسانی که بجای خداوند« غیراو را» بدوستی ‏گرفته اند ‏ـ
    کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَت بَیتَاً= مانند وصف عنکبوتی است که خانه ای ساخت ـ
    وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنکَبُوتِ لَوْکَانُواْ یَعْلَمُون (عنکبوت/۴۱)‏
    و اگر می دانست که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است.‏
    یعنی خواندن غیرالله، یا حسین یا علی ها درست نیست.‏
    در سوره فاطر می فرماید:چون این خالق به همه ذرات وجود مخلوقش آگاه ‏است، (خالقیت خدا را مطرح می کند که ‏غیر الله چنین صفاتی ندارد)این خالق ‏کسی استکه پدید آورنده شب و روز است (این خالق مالک شب و روز است ) و ‏‏تسخیر کننده ماه و خورشید است، ولی آنهائی را که شما می خوانید مالکیتِ ‏پوست ِهسته خرمـائی را هـم نـدارنـد! در ‏ادامه آیه می فرماید :‏
    ذَلِکُمُ اللهُ رَبُّکُم لَهُ الْمُللک= این است خداوند(که)، پروردگار شماست، فرمانروائی شایسته او ‏است( این است آن کسی ‏که شایسته خواندن است )‏

    ‏(یعنی:ای پیامبر، خدای پدید آورنده راه، تو را با چگونگی طی راه آشنا می کند نه غیراو، ‏هیچ ‏بشری از این راهِ نرفته با خبر نیست )‏
    ای مردم همه شما به (اینچنین) خدائی نیازمندید(که اورا بخوانید) و خداوند بی ‏نیازستوده است=یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ ‏إِلَی اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنِیُّ الْحَمِید.‏
    ‏( فاطر/۱۵) ‏
    آیا شما از موجودات ( مثل خودتان) از روی زمین معبودانی انتخاب کرده اید که ‏آنان (شما را) زنده می کنند؟= (أَمْ ‏اتَّخَذُواْ آلِهَهً مِّنَ الْأَرضِ هُمْ یُنشِرُون) ‏
    اگر در آن دو معبودانی جز الله بود تباه می شدند= (لَوْ کَانَ فِیهِمَا ءَالِهَهٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتَا) ـ
    پس الله پروردگار عرش عظیم است از آنچه بیان می کنید =(فَسُبحَانَ اللهِ رَبِّ الْعَرشِ عَمَّا ‏یَصِفُون)ـ
    الله شما کسی است که :از آنچه می کند باز خواست نمی شود و( شما) باز خواست می ‏شوید=(لَا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ ‏یُسئَلُون)ـ
    آیا شما « من دون الله» را بجای او به پرستش گرفته اید=(أَمْ اتَّخَذُواْ مِن ‏دُونِهِ ءَالِهَه ً) ـ
    بگو دلیل و برهانتان را در میان آورید=( قُلْ هَاتُواْ بُرهَانَکُم) ـ
    این پند و اندرز کسانی است که همراه من هستند و پند کسانی که پیش از من بودند=هَذَاْ ذِکْرُ ‏مَنْ مَّعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبلِی ‏بلکه بیشترشان حقّ را نمی شناسند، لذا آنان روی گردانند=(بَلْ ‏أَکْثَرُهُمْ لَایَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُون)‏
    ‏« انبیاء/ ۲۱ الی ۲۴» ‏
    فردی که غیرخدا را می خواند در حالِ عبادتِ آنهاست و این استدلال و پیام خدا ‏است نه بشر به دلیل ادامه ‏آیه که می فرماید:‏
    وَ إِذَا حُشِرَالنَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعدَاءً وَ کَانُواْ بِعِبَادَتِهِم کَافِرِین( احقاف/۶)‏
    چون مردم محشور شوند(آن معبودان) دشمن آنان خواهند بود و عبادتشان را منکر خواهند ‏شد (یعـنی خـداونــد ‏می گوید خواندن غیر خدا عبادت است.)‏
    وَ قَالَ رَبُّکُمْ اَدْعُونِی أَسْتَجِب لَکُم= وپروردگارتان گفت(فقط مرا)را بخوانید، به شما پاسخ ‏می دهم ـ ( در این خواندن ‏هیچ نامی از امام و پیامبر به عنوان واسطه نیامده) ‏و بلافاصله می فرماید:‏
    إنَّ الَّذِینَ یَستَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِین«الغافر/۶۰»= آنانکه از عبادت ِ ‏من(خواندنِ من)امتناع ورزند با ‏خواری به جهنم در آیند.‏
    یعنی همه یا زهرا ها یا حسین ها یا علی ها در منطق دینی عبادت است این را ‏خدا می گوید نه بشر.‏
    حتی پس از ابلاغ پیام، پیامبرِ خودش را هم تهدید می کند،که اگر توهم غیر خدا را بخوانی ‏گرفتار عذاب می شوی.‏
    فَلَا تَدْعُ مَعَ اللهِ إِلَهَاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِین(شعرا/۲۱۳)‏
    پس باخدامعبود دیگری را(به عبادت)مخوان که از عذاب شدگان خواهی بود.‏
    این استکه پیام آورش با چنین تعالیمی قاطعانه ندا سر می دهد که :‏
    قُلْ إِنِّی لَا أَمْلِکُ لَکُم ضَرّاً وَ لَارَشَداً = :بگو من نمی توانم هیچگونه زیان و سودی به ‏شما برسانم( من نه می توانم به شما ‏زیان برسانم و نه می توانم شما را مجبور ‏به پذیرش راهِ راست کنم)‏
    قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللهِ أَحَدٌ = بگو احدی نمی تواند مرا از کیفر خدا پناه دهد.‏
    وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدَاً= و هرگز پشت و پناهی جزاو نمی یابم.‏
    إلَّا بَلَاغَاً مِّنَ اللهِ وَ رِسَالَاتِهِ، وَ مَنْ یَعصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ، فَإِنَّ لَهُ نَارَجَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدآً ‏‏(جن/۲۱ الی ۲۳ )= من فقط پیام ‏آور خداوندم هستم ( نامه را آورده ام) و ‏‏(خودم) رسالتهای او را به انجام می رسانم و هرکس که از فرمان خدا و ‏رسول او سر پیچی ‏کند بیگمان کیفرش آتش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد ماند.‏
    قُل إِنَّمَا أَدْعُواْ رَبِّی وَ لَا أُشْرِکُ بِهِ أَحَدَاً(جن/۲۰)‏
    بگو : من فقط پروردگارم را به (عبادت) می خوانم و احدی را(در خواندن) با او ‏شریک نمی آورم.‏
    وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ ِللهِ فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللهِ أحدا (جن/۱۸) =‏
    ‏ بدرستیکه مساجد خاص( عبادت ) خداوند است و احدی را با خداوند به نیایش ‏نخوانید.‏
    ‏(نکته مهم در این آیات کلمه« احدی » است ، یعنی من مسلمان تابع پیام هستم ونمی گویم«یا ‏الله، یا حسین»، نمی ‏گویم«یا الله،یا ابراهیم»ونمی گویم «یا الله، یا نوح، یا علی، یا لات، یا ‏عزی و….»در فرهنگ تربیتی منِ رسول احدی ‏جز خدا حضور ندارد. ) ‏
    درسوره بقره آیه ۱۲۵ می فرماید: ‏
    وَ إِذْجَعَلنَا الْبَیتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلَّی وَ عَهِدنَا إِلَی إِبرَاهِیمَ وَ ‏إِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَابَیتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ ‏الْعَاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود
    یعنی :زمانیکه خانه مرا(کعبه را)مرجع(ثواب) مردم و (حرم) امن قرار دادیم،در مقام ابراهیم ‏نماز برگزینید و به ابراهیم و ‏اسماعیل وحی کردیم که خانه ام را برای طواف کنندگان و ‏معتکفان ورکوع کنندگانِ سجده گزارپاکیزه گردانید. یعنی ‏همانطور که خانه کعبه اختصاص به ‏خدا دارد مساجد هم به او اختصاص دارند و تنها مقصود آب و جاروب کردن ‏ظاهری آن ‏نیست بلکه مقصود اصلی پاکیزکی عناصر شرک است بنابراین : ‏
    در منطق دینی کعبه و مسجد خانه خدا هستند در جهت ثواب اخروی مشتاقانِ راه انبیاء، ولی ‏درمنطق ما : کربلا و مشهد و۱۵۵ هزار امامزاده و همه خانه های مردگان و حسینیه ها و ‏زینبیه ها و فاطمیه ها و مهدیه ها بجهت گریز راه خانه خدا بتصویر کشیده ‏می شوند، ‏
    و حتی زمانیکه رسول خدا(ص) عناصر شرک را که در آنزمان بت ها بودند از خانه خدا ‏بیرون می ریزد نمی گوید بعد از ‏خدا نام مرا و فرزندانم رابر درب و دیـــوارکعبه ‏بیاویزید و یا بجای اینکه مردم را بسوی مسجد الحرام و حج دعوت کنید حدیث ‏بسازید که هر بار زیارت قبرامام رضا (ع) ثواب ۸۰ حج را دارد!!!!!!‏
    ‏ زیراپیامبر و اهل بیتش خود را«غـیرالله ومــــن دون الله»‏ می دانستند. ‏
    آیا شما شاهد نیستید و نمی شنویدکه اشخاص مقرب و روح مردگان را واسطه می گیرند و ‏ندای یا حسن، یا حسین، یا ‏زهرا، یا رسول الله که همه در قالب همان «احدی » هستند طنین ‏انداز مساجد ما شده است؟!‏
    غیر حقّ را هر که خــواند ای پسر کیست در دو عالم از او گمراه تر‏
    از خدا خواه هرچه خواهی ای پسر نیست در دست خلایق خیرو شر
    عطار( برمبنای آیه = ولا ینفعهم و لایضرکم) ‏
    ورسول خدا (ص )مشخص می کندکه روش فرهنگی و تربیتی من و پیروانم همین است که :‏
    قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُواْ إِلَی اللهِ عَلَی بَصِیرَهٍ أَنَاْ وَ مَنِ اتَّبَعَنِی «یوسف/۱۰۸»‏
    یعنی:بگو من بسوی خدا می خوانم ازروی بصیرت و آگاهی و پیروان من همه ‏به همین راه می روند.‏
    از این جهت به پیامبر خدا می فرماید به این مشرکان بگو بمن نشان دهید :‏
    قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّماوَاتِ ‏ائْتُونِی بِکِتَابٍ مِن قَبْلِ هذَا أَوْ ‏أَثَارَهٍ مِنْ عِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (احقاف/۴)‏
    یعنی : بمن نشان دهید آنچه را که بجای خداوند( به نیایش ) می خوانید؟ چه چیز ‏را در زمین آفریده اند؟یا اینکه در ‏آفرینش آسمانها شرکتی داشتند؟اگر راستگویید ‏کتابی بیش از این یا بازمانده ای از دانش ( پیشینیان ) را برای من ‏بیاورید؟ ـ ‏
    وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن یَدْعُوا مِن دُونِ اللَّهِ مَن لاَ یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَى‏ یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ‏‏(احقاف/۵) ‏
    یعنی : و کیست گمراهتر از کسی که بجای خداوندکسی را(به دعا) بخواند که تا روز قیامت ‏‏(دعای) او رااجابت نکند ‏وآنان ( معبودان دروغین) از دعایشان بی خبرند.‏
    ‏(اولاً) بجای خواندنِ خداوند «من دون الله » را می خوانند.‏
    ‏(ثانیاً)تاروز قیامت «دعای» اورا اجابت نکنند.‏
    ‏(ثالثاً) که آنــــان « آن معبودان دروغین هستند» واز دعاهای ایشان بی خبرند
    ‏( قبلاً گفته شد، قرآن ؛ خواندن را عبادت دانسته)‏
    از این رو خداوند می فرماید پست ترین و منحرفترین مردم از نظردستگاه آفرینش ‏مشرکان ‏هستند.‏
    وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ (احقاف/۶) = و چون مردم ‏محشور شوند (آن معبودان) دشمن ‏آنان خواهند بود و عبادتشان را منکر شوند.‏
    ‏(در این آیات هم دلیل ازوحی می خواهد، هم عقل و هم طبیعت،و” هُم“ که ۵ باردرآیه آمده ‏همه می گویدایشان ‏و”هُمْ“به بت برنمی گردد)‏
    سرانجام خداوند می فرماید :‏
    أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/۱۷۹) ‏
    یعنی :آنان چون چهارپایانند بلکه گمراهترند ایشان غافلند.‏
    آیا زمان آن فرا نرسیده که ازخود بپرسیدکه نماز، نذر، حج، زکات، دعا ها و همه یا الله ها ‏مگر جزءِ عبادات نیستند ‏؟! مگر شما از این عبادات انتظار پاداش در دنیای آینده را ندارید؟ ‏وقتی شما نذر برای «غیرالله» دارید، ‏توکّل به«من دون الله»دارید،«غـیرخدا»رامرتب می ‏خوانید، از« غـیرخدا »کـمـک می ‏خواهید که همه مخلوقند، چگونه درروزقیامت انتظارپاداش ‏ازخالق دارید؟! مگراحدی را ‏در دنیای آینده سراغ دارید که بتواند مالک باشد و از تملک خود ‏به شما ببخشد؟
    ‏” إله“ آن چیزی است که بشر انتخاب می کند بعنوان معبود و ‏آنـراشایسته عبادت ‏می داندوازآن حاجت می طلبد یا نیروی غیبی ‏برای آن تصوّر می کند، چنان که در چین اژدها در ‏هند شش ‏هزار نوع الهه ، در میان بودائیان مجسمه بودا و در میان ما قبور ‏صالحان “ إله” هستند، به آن ‏دلبستگی پیدا می کنند آنان را به ‏فریاد می خوانند و حاجت می خواهند درحالیکه “ إله” واقعی در ‏‏عبادت و حاجت خواهی و فریاد خواهی فقط الله است)‏
    ‏ نکته دوم : خداوند درسوره محمّدآیه ۱۹ می فرماید لَا إلَهَ إِلَّا الله معبود«راستینی »جز خدا ‏نیست. ‏
    برهمین محورقرآن کریم “ إله” کاذب و “ إله” واقعی را درآیات ۵۹ تا ۶۵ سوره نمل ‏بـامـــطرح کردن سئوالاتی ‏مشخص می کند که این “ إله” یا معبود واقعی و بدون واسطه چه ‏اختصاصاتی دارد و سعی می کند انسان مشرک را به ‏اندیشه بکشاند و لازم است ما هم همان ‏سئوالات را از “ إله“ های خود چون امام رضا «ع» و امام حسین «ع» داشته باشیم ‏‏.‏
    می فرماید : ‏
    ‏( سئوال یک این است که )‏
    أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأَرضَ وَ أَنْزَلَ لَکُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَابِهِ، حَدَائِقَ ذَاتَ بَهجَهٍ مَّاکَانَ لَکُمْ ‏أَنْ تُنبِتُواْ شَجَرَهَا= ‏
    یعنی : نه بلکه چه کسی آسمانها و زمین را آفرید و برایتان از آسمان آبی فرو فرستاده؟آنگاه ‏بدان باغهای با طراوت ‏رویاندیم؟که شما را نمی رسید درختانش را برویانید.‏
    أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آیا معبود دیگری با خدا هست؟
    بَلْ هُمْ قُومٌ یَعدِلُون= حقیقت این است که آنان قومی کجرو هستند.‏
    ‏(سئوال دوم این است که )‏
    أَمَّنْ جَعَلَ الأَرْضَ قَرَارَا وَ جَعَلَ خِلَالَهَا أَنهَارا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحرَینَ حَاجِزَاً
    یعنی : چه کسی زمین را قرار گاه گردانده و در لابه لایش جویبارانی قرار داده و برایش کوه ‏ها پدید آورده و بین دو ‏دریا حجابی آفریده؟
    أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آیا معبود دیگری با خدا هست؟
    بَلْ أَکثَرُهُمْ لَایَعْلَمُون = بلکه بیشترشان نمی دانند.‏
    ‏( سئوال سوم این است که)‏
    أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُم خُلَفَاءَ الأَرض= ‏
    یعنی :(چه کسی دعای شخص ) درمانده را، چون او را بخواند می پذیرد و او را اجابت می ‏کند(سختی را بر می دارد) ‏و شمـــــا را جــانشینان روی زمین می گرداند؟
    أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آیا معبود دیگری با خدا هست؟
    قَلِیلاً مَّاتَذَکَّرُون= اندکی پند می پذیرند.‏
    ‏(سئوال چهارم این است که )‏
    أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی الظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحرِ وَ یُرْسِلُ الْرِّیَاحَ بُشرابَینَ یَدَی رَحْمَتِه =‏
    یعنی :چـه کسی شما را در تـاریـکی هـای بیابان و دریا رهنمون می شود و چـه کسی باد ها ‏را بیش از رحمتش مژده ‏آورمی فرستد؟
    أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آیا معبود دیگری با خدا هست؟
    تَعَالَی اللهُ عَمَّا یُشرِکُون = خداوند از آنچه شرک می آورند برتر است.‏
    ‏(سئوال پنجم این است که)‏
    أَمَّنْ یَبْدَؤُاْ الْ خَلقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْزُقُکُمْ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرضِ =‏
    یعنی : نه بلکه چـه کسی آفـریـنـش را آغاز می کند وسپس آنرا (بار دیگر) باز می گرداند؟ و ‏چه کسی از آسمان و زمین ‏به شما روزی می رساند؟
    أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آیا معبود دیگری با خدا هست؟
    قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِین= اگر راست می گوئید دلیل خود را بیاورید؟
    در این پنج سئوال خداوند می گوید این گروه کج راه هستند ـ نادان ـ پند ناپذیر ـ فاقد دلیل و ‏برهانند و از این رو ‏مشرکند.‏
    آیا می توان این سئوالات را از زوار امامان و امامزادگان کرد؟! ‏
    البته جواب مشرک امروز و دیروز یکی است :‏
    ما نَعبُدُهم إلا لِیُقَرَّبُونا إلی اللهِ زُلفی= ما این ها(مثل قبور ائمه) ‏را نمی پرستیم اینان وسیله تقرب ما به سوی خدا ‏هستند. ‏
    إِنَّ اللهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّار(الزمر/۳) = خـداوند دروغگوی ناسپاس را هدایت نمی کند( ‏یعنی می فرماید مشرک ‏دروغ می گوید او بدنبالِ پیدا کردنِ راه تقرب بسوی خدا نیست و نمی ‏خواهد بگوید اگر آنان بدنبال تقرب بسوی ‏خدا باشند اشکالی ندارد بدلیل اینکه در سوره ‏احقاف آیه ۲۸ می فرماید : فَلَؤلَا نَصَرَهُمُ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ مِنْ دُونِ اللهِ قُربَاناً ‏ءَالِهَهَ= پس چرا ‏کسانیکه برای تقرب به خدا ، معبودهایی غیراز خدا، انتخاب کرده بودند آنها را ‏یاری نکردند)‏
    و سپس خداوند به همه موحّدان سلام و درود می فرستد که : ‏
    قُلِ الْحَمْدُلِلهِ وَسَلَامُ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصطَفَی
    بگو:ستایش خدای راست ، و سلام بر آن بندگانش که (آنان)را برگزیده است
    و سپس خداوند می پرسد :‏
    ءَاللهُ خَیرٌأَمَّایُشرِکُون (نمل /۵۹)=آیا خداوندبهتراست یا شُرکایتان؟ ‏
    سپس شأن بهترین و بالاترین بندگانش یعنی پیامبر را گوشزد می کند که به مردم بگو ‏توهم بشری مثل همه بشرهاهستی با ‏این تفاوت که تو انتخاب شدی وحی را ‏بگیری. ‏
    ‏« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُم یُوحَی إِلَی”کهف/۱۱۰“ ‏
    به زبان دیگر می گوید:‏
    ‏ این قبوری که شما امروز بر گرد آن می گردید بشر هائی مثل شما بودند شاید ‏فقط در تقوا از ‏شما برتر بودند و برتری پیامبر شما فقط در انتخاب او در دریافت ‏پیام خالق بود، چون از همه بهتر به پیام عمل کرد ‏بهترین مخلوق شد .‏
    أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِد= (که) معبودتان (فقط) معبود یگانه است( یعنی شما در قالب عبادت ‏انسان ها را هم دخیل ‏کرده اید در حالیکه اصولاً در قالب ارتباط مخلوق با خالق و یا عبادت ‏که همان خلوت کردنِ با خالق ‏است هیچ بشری نقشی ندارد چنانکه پایان نماز برای پیامبر و ‏مؤمنین دعا می کنیم )‏
    فَمَن کَانَ یَرجُواْ لِقَاءَ رَبِّه = هرکس که به لقایِ پروردگارش امیدوار است ـ ‏
    فَلْیَعْمَل عَمَلاً صَالِحاً= باید کار پسندیده ای انجام دهد ـ
    وَ لَایُشْرِک بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدَاً ( کهف/۱۱۰)= و در پرستش و عبادت(خواندن) پروردگارش ‏احدی را شریک ‏نکند
    آیا امام علی و امام حسین و حضرت العباس و فاطمه زهرا(ع) جزء آن ‏‏«احدها» نیستند؟آیا آنان مستثنی هستند؟آیادر ‏این همه دعا ها و فریاد ‏های یا زهرا یا حسین مقصودمان خداست؟ اگر مقصودمان عبادت ‏خداست آیا خداوند در جایی از قرآن به ما این نحوه عبادت کردن را ‏اجازه داده است ؟ اگر این نحوه عبادت الله انقدر مهم است که ما ، الله را ‏به این وسیله عبادت کنیم پس چرا خداوند مطلب به این مهمی را در ‏جایی از قرآن اشاره نکرده است و بیش از ۹۵ درصد مسلمانان از آن ‏محرومند و فقط ما اقلیت کوچک از آن باخبریم؟ ‏
    وسپس خداوند می فرماید: ‏
    یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ إِلَی اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنِیُّ الْحَمِید( فاطر/۱۵) ‏
    ای مردم همه شما به (اینچنین) خدائی نیازمندید(که اورا بخوانیدکه او) خداوندِ بی ‏نیازستوده است.‏
    متاسفانه امروزه بیشتر مسلمانان بنا به دلایل و توجیهاتی عقلی که برای ‏خود می آورند، در دام شرک گرفتار شده اند.البته نه آن شرکی که بر ‏مبنای عبادت بت استوار است، بلکه امروزه بجای بتهای سنگی و چوبی، ‏با روی آوردن به مردگان صالح و قبورهایشان، دقیقا همان عملی را ‏انجام می دهند که مشرکان صدر اسلام در مورد بتهایشان انجام می دادند!‏
    خلاصه: آنچه را که نبی گرامی اسلام هنگام فتح مکه در داخل کعبه و ‏پیرامون آن در هم شکست ، تندیس افراد صالح و اولیاء بزرگواری بود ‏که مردم آنها را از زمان نوح و ابراهیم سلام الله علیهما واسطه میان ‏خود و خدای خود قرار داده بودند تا بخاطر مقام و آبروی آن افراد صالح ‏خداوند آنها را مورد مغفرت و آمرزش قرار دهد. مردمی که طبق آیات ‏قرآن ،الله را آفریننده زمین و آسمان می دانستند ، حج بجای می آوردند ‏، صدقه می دادند و الله را بسیار یاد می کردند اما خداوند متعال در قرآن ‏کریم آنها را مشرک و کافر نامیده و نبی گرامی اسلام با آنها جنگیده ‏تنها به این دلیل که بین خود و خدای خود واسطه قرار داده بودند و می ‏گفتند ما آنها را نمی پرستیم بلکه فقط بخاطر شان و مقام آنها می ‏خواهیم برای ما نزد خدا شفاعت کنند. اما خداوند متعال طبق نص ‏صریح آیات قرآن هرنوع تقرب جویی را با وسایلی چون صبر و نماز و ‏جهاد مجاز دانسته و هر نوع واسطه ای را عبادت دانسته است . عبادتی ‏که طبق فرمایش قرآن کریم فقط و فقط مخصوص الله است و تخلف از ‏آن تنها گناهی استکه اگر فرد عاصی از آن توبه نکند قابل بخشش ‏نیست.‏

    علاوه بر این اگر واقعا رفتن نزد بارگاه و قبور اولیا و توسل کردن بدانها ‏مورد پسند شریعت بود حتما یاران و اهل بیت پیامبر رضی الله عنهم ‏اجمعین چنین کاری را می کردند و مردم زمان خود را برای برآورده ‏کردن حاجات خویش راهنمایی می کردند که مثلا بر قبر رسول الله صلی ‏الله علیه وسلم حاضر شوند تا به حاجات خویش برسند ولی آنها که ‏شاگردان مکتب توحیدی پیامبر صلی الله علیه وسلم بودند هرگز نه خود و ‏نه دیگران را بدان توصیه کردند.‏
    بیاد داشته باشید که؛ آنکسانی که بر سر بارگاه اولیاء حضور می یابند و ‏از آنها طلب حاجات و شفای مریضان خود می کنند و بعد که به هدف ‏خود رسیدند، آنرا بخاطر توسل و واسطه کردن اولیا و بتها می دانند . و ‏فکر می کنند که عمل آنها مورد تایید الله تعالی است وگرنه شفا نمی ‏یافتند!! به حقیقت در دام مکر شیطان و یا استدراج الله تعالی افتاده اند و ‏آنها براستی خسارتمند هستند. ببینید الله تعالی در مورد کسانی که عمل ‏خود را نیک می دانند چه می فرماید:‏
    ‏« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ ‏یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا»(کهف ۱۰۳-۱۰۴)‏
    یعنی: «بگو: آیا شما را از کسانی‌که‌ از روی‌ عمل‌ زیان‌کارترین‌ مردمند، ‏آگاه‌ گردانم‌» یعنی‌: ای‌ مردم‌! آیا شما را از کسانی‌ که‌ از روی‌ زیان‌ و ‏خسران‌ اعمال‌، از بدبخت‌ترین ‌مردم‌اند، آگاه‌ گردانم‌؟ آری‌! آگاهتان‌ ‏می‌گردانم‌؛ آنان‌: «کسانی‌اند که‌ کوشش ‌آنان‌ در زندگی‌ دنیا گم‌ شده‌ است‌» ‏گم‌شدن‌ کوشش‌، بطلان‌ و نابودی‌ و به‌هدر رفتن‌آن‌ است‌ «و خود ‏می‌پندارند که‌ نیکو کردارند» یعنی‌: خود مفتون‌ و دلباخته‌ راه ‌و روش‌ ‏باطل‌ خویش‌اند و می‌پندارند که‌ با در پیش‌ گرفتن‌ این‌ راه‌ و روش‌، کار ‏خوبی‌ انجام‌ داده‌ و از آثار و نتایج‌ آن‌ نفع‌ می‌برند. پس‌ اینان‌ زیان‌کارترین‌ ‏مردمند.‏
    پس دلیل عقلی چون اینکه خدا مانند پادشاهان دنیایی نیست که برای طلب ‏کردن از درگاه او به ‏واسطه ای نیاز باشد! و او جل جلاله آنقدر به ‏بندگانش نزدیک است که می داند بنده اش چه ‏چیزی در قلبش دارد، ‏بنابراین عقل سلیم حکم می کند که پروردگارش را با انسانها و مخلوقات ‏‏مقایسه نکند، و مستقیما با او سخن بگوید، همانگونه که خود می فرماید:‏
    ‏«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ ‏لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ ‏یَرْشُدُونَ» (بقره ۱۸۶).‏
    یعنی: و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من ‏نزدیکم! دعاى دعا ‏کننده را، به هنگامى که مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گویم! ‏پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ‏ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به ‏مقصد برسند)!‏
    اگر قرار باشد که خدای متعال برای ارتباط با خود واسطه نیاز داشته ‏باشد، این صفت از شأن ‏خدایی او می کاهد، درحالیکه او قدیر و مقتدر، و ‏رئوف و مهربان است، برای همین بوده که ‏انبیای الهی که بیش از هر ‏انسان دیگری خداشناس تر بوده اند، هیچگاه برای دعا کردن پیامبر ‏قبل ‏خود را واسطه نمی کردند و مستقیما دعا می کردند و هیچگاه به یاران ‏خود نمی گفتند که ‏هرگاه دعا کردید ما انبیاء و یا دیگر اولیاء را واسطه و ‏شفیع گردانید تا دعایتان اجابت گردد!‏
    کسانی که گمان دارند باید واسطه کرد؛ غالبا بخاطر این تصور اشتباه ‏است که خدای متعال را ‏همچون یک انسان پادشاه و یا یک مسئول ‏حکومتی می دانند که برای نزدیک شدن به او باید ‏کسانی را واسطه و ‏شفیع جست وگرنه راه بجایی نخواهد برد! درحالیکه خداوند متعال خالق ‏‏انسانها است و او بسیار توبه پذیر و مهربان است و مانند انسانهای متکبر ‏نیست که برای ‏نزدیک شدن به درگاهش جز بوسیله شفیع کسی را ‏نپذیرد!! این تصور اشتباه را باید از اساس ‏از ذهن پاک نمود. ما خدا ‏پرست و یکتاپرست هستیم و اصلا معنی یکتاپرستی این است که جز ‏‏برای ذات باری تعالی برای کسی سر خم نکنیم و جز از او نترسیم و ‏خوف نداشته باشیم و جز ‏به او امید لطف و رحمت نداشته باشیم، و لازمه ‏ی اینکار اینست که جز از او کسی را نخوانیم ‏و کسی را در این ارتباط ‏دخیل و واسطه نگردانیم وگرنه به یکتاپرستی ما خلل ایجاد می شود، و ‏‏خدا را آنگونه که هست نشناخته ایم.‏
    تمامی پیامبران به مردم میگفتند (الله الصمد)، وصمد به معنای بی نیاز ‏است، معنای بی نیازی ‏الله جل جلاله اینست که الله (جل جلاله) مانند ‏پادشاهان نیازی به واسطه ها ندارد، وقتی مردم به ‏نزد پادشاهان میروند ‏بخاطر عیوبی است که پادشاهان دارند که صحبت با آنان مستقیما مشکل ‏‏میباشد، یا اینکه آن شخص بسیار مشغول امورات کشورداری میباشد که ‏فرصت ندارد، و یا ‏مشکل ما را نمی تواند درک کند، و یا اینکه نمیخواهد ‏با هرکسی ملاقات کند، بنابراین مردم ‏مجبور میشوند که ازطریق وزراء ‏، منشی ها ، دفتردارها، محافظین و غیره با آنان تماس ‏گیرند. ‏
    بدعت واسطه جویی در اعتقادات وقتی پیدا شد که الله جل جلاله را مثل ‏پادشاهان تصور ‏نمودند. و گمان کردند که همانگونه که برای رسیدن به ‏پادشاه و رئیس جمهور به مدیر دفتر ، ‏وزیر، منشی وغیره ضرورت ‏است، وانسان نمیتواند بدون مشورت و واسطه آنها، به نزد آنان ‏برسد و ‏مشکل خود را بیان کن ، آنان فکر کردند که الله جل جلاله نیز مانند ‏پادشاهان و رؤسای ‏جمهوری به اینگونه واسطه ها نیازمند است، که این ‏نوع تصور کاملاً ضد معتقدات اسلامی ‏است. زیرا الله جل جلاله به ‏انسان مؤمن بی نهایت نزدیک میباشد وضرورتی به واسطه بازی ‏ها ‏ندارد. ‏
    و دلیل قرآنی چون اینکه: ابوجهل و ابولهب و همفکرانش نیز بخاطر ‏همین واسطه جستن ‏مشرک خطاب می شدند! متاسفانه چون غالب ما از ‏توحید حقیقی دور بوده ایم و سالیان سال در ‏شرک و خرافات بسر برده ‏ایم، این نکته ی کلیدی را از ما مخفی داشته اند که ابوجهل و ابولهب ‏و ‏تمام مردم آنزمان به “الله تعالی” ایمان و اعتقاد داشتند و هیچگاه گمان ‏نمی کردند که آن ‏بتهای سنگی خدایشان باشد! چنانکه صراحتا قرآن می ‏فرماید: ‏
    ‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان ۲۵). ‏
    یعنی: و هرگاه از آنان سؤال کنى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده ‏است؟» مسلّماً مى‏گویند: ‏‏«اللّه».‏
    ‏«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ» ‏‏(زخرف ۹).‏
    یعنی: هر گاه از آنان بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده ‏است؟» مسلّماً مى‏گویند: ‏‏«خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!‏
    ‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَ

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا