یا زهرا
آذر ۲۷م, ۱۳۹۰
مسخره است اینکه به مادری،
سفارش کنی
“فرزندت را…”
مادرها گاهی،
صدای فرزندشان را
از میان یک لشکر میشناسند!
مسخره است اینکه به مادری،
سفارش کنی
“فرزندت را…”
مادرها گاهی،
صدای فرزندشان را
از میان یک لشکر میشناسند!
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد!
ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم.
بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛
اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن،
بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
میوهی ممنوعه...
آذر ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۱:۳۶ ب.ظ
خدا سایه شو از سرمون کم نکنه!
[پاسخ]
دی ۱م, ۱۳۹۰ در ۹:۰۹ ب.ظ
یا زهرا.
استفاده کردیم.
به کوچه ما هم سری بزنید.
یا علی.
[پاسخ]
دی ۱م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۳ ب.ظ
گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتی گذشته بود دگر آب از سرش..
[پاسخ]
دی ۵م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
سلام… چه حسن اتفاقی…
من هم با مطلبی در وصف مارد به روزم…
خدا همه مادرها را حفظ کند! انشاءالله!
[پاسخ]
دی ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۷:۲۰ ب.ظ
با سلام
اول از همه می خواستم از وبلاگ خوبتون و زحماتی که برای اون می کشید تشکر کنم. انصافا دستتون درد نکنه، گل کاشتید. من که خیلی لذت بردم…
برای همینم دوست دارم اگر مایل باشید با هم تبادل لینک داشته باشیم.
من رو به نام
رصد
لینک کنید
بعد خبر بده با چه اسمی لینکتون کنم
یا علی
[پاسخ]
دی ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۲:۲۲ ب.ظ
سلام
مطالب ججالب و پر محتوایی رو در وب قرار دادید.
امیدوارم موفق باشید.یا علی
[پاسخ]