همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد!
ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم.
بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛
اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن،
بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
میوهی ممنوعه...

دی ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۲:۳۵ ب.ظ
تصاویری ناب در این دیدار دیدبم
تعامل فرزند با پدر
مهر پدر به فرزند
و …
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
و پدر چه زیبا و با لبخند دارد تعریف میکند از نقاشی دختر…
[پاسخ]
بهمن ۱م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۱ ق.ظ
سلام
آخــــی:(
احساس خوبیه
[پاسخ]