web analytics

Pr0grammer

غریبه
در تاریخ:۲۹ام تیر ۱۳۸۸

لب‌هایم می‌خندند
خوشحال می‌شوی از این به قول خودت “خوب بودنم”
دلم گریه می‌کند
تلخ است، مثل ته خیار؛
دیگر با تو نمی‌شود گریه کرد
فقط باید خندید
غریبه شده‌ای نازنین!


با دلم نیستی دیگر…
دلم با تو نیست دیگر…

 

نوشته شده توسط:

  1. رها گفته است:

    چقدر بده وقتی احساس کنی گذر زمان باعث شده که غریبه بشی

    برای کسی که فقط تو محرم رازهایش بودی … محرم اشک

    هایش ….!

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا