web analytics

Pr0grammer

انحصار
در تاریخ:۲۱ام مرداد ۱۳۸۸

نصیحت می کنمتان

به انحصار در نیاورید
چیزی را که دوست دارید

همین که تلاش کنی منحصرت شود
از دستش خواهی داد

قصه ی من و میوه ی ممنوعه هم همین بوده و هست …

همین! مال هیچکس نیست

نوشته شده توسط:

  1. سارا گفته است:

    بهت می یومد که خیلی بااعتقاد باشی حداقل به حرف زدنت این جور می اومد.
    ولی الان می بینم نه! شما فقط زیبا سخن می گی. تازه اون هم معلوم نیست با کدام کلمات یه نویسنده حرفاتو قاطی می کنی که این می شه. چون اگه غیر این بود این نبود سکناتت.
    من محتاج این نیستم که تو وبتون بنویسم ولی این رو خوب می دونم که شما و من محتاج خداییم. شما هم روزهایی چه عرض کنم دقایق نه! هر ثانیه به خدات محتاجی! خالقت که هیچ محتاجی رو از دره خونش رها نمی کنه چطور بندش محتاج نه خواهان نوشتن برا وبت رو رها می کنه. شما رسم خالق و  بنده رو به جا نیاوردی!!!
    خوب می دونی چی دارم می گم. الان سه روزه منو معطل یه ایمیلت کردی.اره یا نه گفتن این قدر مکافات نداره.
    خوب رسم رو به جا آوردی برادر.شکست

    [پاسخ]

  2. صوفی گفته است:

    ماجرای همون یه مشت ماسه است که هرچی بیشتر فشارش بدی و محکمتر بگیریش بیشتر از دستت میریزه . آره ؟

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا