web analytics

Pr0grammer

ستاره زخمی
در تاریخ:۶ام شهریور ۱۳۸۸

هر شب ستاره‌ای

برای من قصه می‌خواند

تا خواب تو را ببینم

تازه فهمیدم

آن ستاره زخمی

ستاره‌ی توست

نوشته شده توسط:

  1. سامی دخت گفته است:

    سلام می کنم به بی صبری،
    به بغض، به باران،
    به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو…

    [پاسخ]

  2. ترنم گفته است:

    همان تک ستاره ی شبهای تنهاییم…..!

    [پاسخ]

  3. ترنم گفته است:

    دیگر  ستاره سوسو نمی زند اگرچه بر من….!!!!

    [پاسخ]

  4. مثل هیچکس گفته است:

    عاقد دوباره گفت:” وکیلم؟”… پدر نبود
    ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود

    گفتند: رفته گل…نه ، گلی گم… دلش گرفت
    یعنی که از اجازه بابا خبر نبود

    هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
    آن فصلهای سرد که بی درد سر نبود

    ای کاش نامه یا خبری ، عطر چفیه ای
    رؤیای دخترانه ی او بیشتر نبود

    عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان
    آن روز دور سفره بجز چشم تر نبود

    عاقد دوباره گفت : “وکیلم؟…” دلش شکست
    یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا