web analytics

Pr0grammer

اشک!
در تاریخ:۱۸ام شهریور ۱۳۸۸

دوست داشتی بغض فروخفته درگلویم را با محبت آرام کنی!

امانشد!

وقتی رفتی سیل اشک کاسه چشمانم را پرخون کرد!

نوشته شده توسط:

  1. گمگشته گفته است:

    سلام
    سیل اشک غم میان دریای متلاطم تنهائی
    چه زیبا می شود این شوق بیداری
    وقتی این پست رو از شما دیدم گفتم چی بزارم چی نذارم شعری از خودم براتون سرودم ./
    همین
    مال من وحسن!!!

    [پاسخ]

  2. مثل هیچکس گفته است:

    دوست دارم دلم را وقتی برای او می گیرد

    و چشمانم را وقتی برای او خون می افتد…

    حتی محبتش را وقتی به حالِ دلِ گرفته ام تاثیری ندارد…

    دوست دارم !

    (همه اش را دوست دارم)

    [پاسخ]

  3. مثل هیچکس گفته است:

    بودنت را دوست دارم!

    (به اندازه ی بودنِ رهپو…) گل

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا