web analytics

Pr0grammer

لب
در تاریخ:۱۷ام آبان ۱۳۸۷

تو می‌مکیدی و دل‌خوش بودی که چندی دیگر دهانت پر شیر می‌شود
من می‌کیدم و هیچ دل‌خوشی جز این مکیدن نداشتم

تو می‌خندی و خرسندی چون فکر می‌کنی پدر خوبی داری
و من نمی‌خندم و به این فکر می‌کنم که هیچ ندارم

و این داستان ادامه دارد….

همین! مال هیچکس نیست!

نوشته شده توسط:

  1. پسر نوح گفته است:

    تو می‌مکیدی و دل‌خوش بودی که چندی دیگر دهانت پر شیر می‌شود
    من می‌کیدم و هیچ دل‌خوشی جز این مکیدن نداشتم

    قشنگ بود. گل

    [پاسخ]

  2. سادات علوی گفته است:

    سلام علیکم
    شما در افکار اون نبودین شاید میخواست با مکین لب پدرش ببوسد لبانی که ذکر خدا را هر روز کنار گوش اش زمزمه می کنه
    قلمتان به جوهر معرفت رنگین باد

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا