web analytics

Pr0grammer

خون بجای آب
در تاریخ:۴ام آبان ۱۳۸۸

– آب داری برام بیاری؟
رفتم تو سنگر براش آب بیارم.

صدای صوت خمپاره اومد؛

دویدم بیرون ببینه چه اتفاقی افتاده؛

زانو زده بود.
ترکش به گلویش خورده بود.

سلام داد به آقا، افتاد زمین و …

نوشته شده توسط:

  1. رها گفته است:

    افسوس

    [پاسخ]

  2. سایانی گفته است:

    خسته نباشید. وبلاگ خوبیه.

    [پاسخ]

  3. التفات گفته است:

    سلام وبلاگتون عالیه
    موفق باشین
    یه نیم ساعتی منو سرگرم کرد البته استفاده کردم.

    [پاسخ]

  4. رهگذر گفته است:

    ددوست دارم ایستاده بمیرم
    اینطور مردن لیاقت میخواهد و بس

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا