web analytics

Pr0grammer

روح مهربانتان را سپاس!
در تاریخ:۲۷ام آبان ۱۳۸۸

وقتی

قنوت دستانتان رو به آسمان بلند شد هرگز تصورنمیکردم کسی دعایی کند برای “باران”

من امشب باریدم!

چقدر عجیب است سرایش این شعرهای باهم بودن!

بغض وجودم را گرفته!

“ترنم””مثل هیچ کس” روحم را آسمانی کرده!

من دراوجم!

چون قاصدکی دردستان باد!

باران اشکهایم تقدیم شما!

صفای مهرتان را باسراپای وجودم

باتمام تاروودم میپذیرم!

میبرم باخویش!

مراتاجاودان سرمست خواهد کرد بیش از پیش!

روح مهربانتان را سپاس!

نوشته شده توسط:

  1. مثل هیچکس گفته است:

    زیر چتر نگاه باران،

    در جستجوی آرامشی برای بی تابی های مدامم

    قدم میزنم

    و من اینچنین از بارش نگاهت

    بر سر خستگی هایم

    شادم!

    (بی شک باران آیتی از مهربانی خداست…)

    [پاسخ]

  2. الف گفته است:

    باز باران با ترانه
    بر تنم زد تازیانه
    برد از صبر و قرارم
    چند چندی کودکانه

    روزگاری باز باران
    خواهد آمد
    نم نمک چهره نمایان میکند
    در فراسوی تمام عشق ها
    در هیاهوی تمام قال ها

    باز باران

    باز باران خواهد آمد
    باز با خشمی خروشان
    تا زداید از تمام شهر این ننگ و ریا را
    تا دگر چشم یتیمی از نداری پر نگردد از در و گوهر
    تا دگر نامرد مردان از سر کبر و غرور
    بر سر طفلی
    دگر دستی ندارند

    باز باران خواهد آمد
    شاید آنی که دگر
    من در این گنبد گردون نفسی یاد ندارم
    شاید آنروز بیاید باران

    [پاسخ]

  3. ترنم گفته است:

    خوب حالا جو گیر نشو پلیز!!!
    بعد دو ماه اومده واسه من باریدنش گرفته!!
    چشممون به آسمون ممنوعه خشک شد نیومدی!!
    اصلا اعصاب ندارما ! جرئت داری یک کلمه حرف بزن!!
    شما قرار نبود به من زنگ بزنی؟؟؟

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما


*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

  • آخرین ممنوعه‌ها

  • تبلیغات ممنوعه


  • آخرین نظرات

  • ^ بازگشت به بالا