خواب
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸
خواب مرا نمیبرد
تو را میآورد
با همهی این آمدنت اما
خواب مرا نمیبرد !
خواب مرا نمیبرد
تو را میآورد
با همهی این آمدنت اما
خواب مرا نمیبرد !
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد!
ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم.
بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛
اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن،
بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
میوهی ممنوعه...
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۸ ب.ظ
سلام….خوبی؟خوبم!
همان بهتر خواب آدم را نبرد
شاید خواب غفلت باشد……….؟
[پاسخ]
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۲ ب.ظ
من را نیز هم…!
[پاسخ]