جایی برای تمام مینیمال نویسان خواندنی

هم‌آن مرد بزرگ

سیزده رجب‌ها چقدر دل آدم تنگ می‌شود برای مردی که راه‌های آسمان را بهتر از راه‌های زمین می‌دانست...

 

فلانا بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض .... بخشی از کلام حضرت امیرمؤمنان/ خطبه 189  

کمی آن طرف تر

FaezehRiyazi@

‌درباره‌ی بهار

 یک: جوانه‌ها! جوانه‌ها شاهکار بهارند. و این همه زیبایی و لطفی که در بکری و تازگی جوانه‌هاست تجلی کوچکی‌ست از آن زیبایی و صفای مطلق. پشت پرده این خلق مدام و این آفرینش تازه به تازه و نو به نو، کسی جز او نیست. در وصف خودش در کتابش گفته: «خدا شکافنده‌ی حبه و دانه است»1. و یکی از لذت‌های بهاری همین است؛ دانه‌‌ها و شاخه‌های جوانه‌زده را تماشا کنی و برایشان، نه، برای...

این مادرهای بهاری

  • مامان عکس‌های گل‌کاری‌ حیاط‌شان را فرستاده روی گروه. چندتا لاستیک رنگ کرده؛ بنفش و آبی و زرد و قرمز و ... تویشان گل‌های بنفشه کاشته و سه به سه کنار هم چیده. سرخوش می‌شوم از این همه ذوق. پارسال هم توی چمدان قدیمی‌شان بنفشه کاشته بود. مامان عینِ بهار است. همیشه پر از انرژی، پر از خلق، پر از هنر... برای هر هفته و هر ماه و هر فصل ایده دارد برای زندگی؛ برای...

جنبش بغل کردن درخت‌ها

ضحی را توی آغوشی به خودم بستم و پیاده‌روی قصردشت را به اتفاق گز کردیم. به سیاحت چنارهای دوست‌داشتنی رفتیم. هوای بارانی شیراز آن‌قدر لطیف بود که دلم نمی‌آمد خانه بنشینم. ضحی هم سرخوشانه آوازهای نامفهومش را زمزمه می‌کرد. درخت‌ها دارند به جوانه می‌نشینند و من همیشه این موقعِ سال از تماشایشان دلم فشرده می‎شود. این حجم نوشدگی و زایش و رویش دلم را خوش می‌کند و خیال بزرگیِ آن کسی که بلد...

شهادت یعنی…

شهادت یعنی، متفاوت به آخر برسیم وگرنه، مرگ پایان همه قصه‌هاست...

کثیف ترین توجیه

کثیف ترین توجیه، برای نافرمانی از امام حاضر، ادعای پیروی از امام گذشته است...

شبی غریب کفن کرد شاعری غزلش را و … *

... فلما نفض یده من تراب القبر، هاج به الحزن... 1

... و وقتی دستش را از خاک قبر تکانید (یعنی کار تدفین زهرا سلام خدا بر او را به اتمام رسانید) اندوه به او هجوم آورد ...

 

 امان از لشکر اندوه وقتی مردی بزرگ را مغلوب خود کند. +


* مصرعی از آقای مجتبی احمدی

1- کافی / ج 1/ 458

روضه‌ی اشقیا …۲

داشتم فکر می‌کردم، توی ماجراهای بعد از رحلت رسول خدا، دردناک‌تر از همه حال آدمی است که از مهاجران و از نزدیک‌ترین صحابه به پیام‌بر بوده باشد، سال‌ها پشت سر او نماز خوانده باشد، پای صحبت‌هایش نشسته باشد، از زبان او وحی را شنیده باشد، دیده باشد محمد -سلام خدا بر او- با چه حرمتی به خانه‌ی زهرا  -سلام خدا بر او- پا می‌گذارد، آیه‌ی تطهیر را شنیده باشد اما ... اما ایستاده باشد...

سلام زندگی!

ضحی هنوز نمی‌تواند کلمه «مامان» را خوب ادا کند. گاهی لب‌هایش را محکم به هم فشار میدهد و به سختی میم اول ادا می‌شود. الف‌ش راحت‌تر می‌آید و میم بعدی دوباره سخت و مشدد. نون آخر هم که حذف می‌شود... من اما «مادر» شده‌ام؛ یک‌سال است. توی مهمانی کوچک تولد یک‌سالگی‌اش، با آن لباس شیری‌رنگ و حلقه رز‌های مینیاتوری روی سرش، شبیه فرشته‌ها شده بود. یک‌سال پیش هم فرشته‌طور از آسمان نازل شد...